مشاوره تحصيلي

اثر اضطراب بر سطح بدن

اثر اضطراب بر سطح بدن

 

اضطراب در سه سطح مختلف بر ارگان‌های بدن اثر می‌گذارد و آن‌ها را درگیر می‌سازد که عبارتند از:

- تأثیر اضطراب در سطح اعصاب و غدد

- تأثیر اضطراب در سطح روانی

- تأثیر اضطراب در سطح جسمانی

اضطراب در سطح اعصاب و غدد، با ترشح هورمون‌های آدرنالین یا اپی نفرین از غدد فوق کلیوی ، منجر به آشفتگی‌های خلقی و افسردگی می‌گردد.

در سطح روانی، واکنش‌های فیزیولوژیک این هورمون‌ها باعث تشویش، اضطراب،‌بی‌قراری و... می‌گردد و در سطح بدنی بسیاری از ارگان‌های بدن را در‌گیر می‌سازد که چند نمونه از آنها را برای شما بیان می کنیم.

اضطراب در سطح پوستی: با عرق کردن، رنگ به رنگ شدن، سرخ شدن، رنگ پریدگی صورت، راست شدن موها و لرزش عضلات سطحی اثر خود را نمایان می‌سازد.

پاسخ قلبی- عروقی به اضطراب: شامل تاکیکاردی و تپش قلب، افزایش فشارخون سیستولیک و انقباض‌های قلبی زودرس و گاه به صورت فعالیت قلب و عروق خود را نمایان می‌سازد که به سستی وغش و ضعف می‌انجامد.

اضطراب در سطح گوارش: با مهار کردن غدد بزاقی باعث خشکی دهان می‌گردد. علاوه بر آن احساس مزه بد در دهان، تهوع، استفراغ، بی اشتهایی، احساس پری در معده، احساس حرکت چیزی (حرکت پروانه) در شکم، زورپیچ شدن، اسهال یا یبوست از اثرات اضطراب بر روی دستگاه گوارش است.................................................        

اثرات اضطراب بر روی سیستم تنفسی: در شرایط اضطرابی سیستم تنفسی سخت‌ درگیر شده و عمل تنفس به راحتی انجام ‌نمی‌گیرد. نفس نفس زدن، تنفس تند و سریع، آه کشیدن‌های طولانی و مکرر ، تهویه سریع تنفسی و احساس فشار در قفسه سینه به طوری که نفس را در خود حبس می‌کند یا احساس اینکه ریه گنجایش اندکی دارد و پاسخ‌گوی نفس عمیق، آرام و راحت نیست، از جمله واکنش‌های فرد مضطرب در سطح سیستم تنفسی است.

واکنش‌های ادراری- تناسلی اضطراب: در سطح ادراری ممکن است واکنش‌ها به صورت احساس فوری برای دفع ادرار یا تکرار ادرار باشد.

در سطح تناسلی قاعدگی دردناک، مقاربت دردناک، سردی مزاج، ناتوانی جنسی و دردهای لگنی را می‌توان نام برد.

اثرات اضطراب بر روی عضلات و استخوان‌ها: تأثیر اضطراب بر روی عضلات و استخوان‌ها می‌تواند به صورت رعشه عضلانی مثل پرش لب‌ها، گشادی سوراخ‌های بینی و حرکت پره‌های بینی، سردردهای تنشی و کششی، انقباض و کشیدگی عضلات پشت گردن، لرزش صدا و دردهای مفصلی نمایان شود.

واکنش مردمک چشم: در حالت اضطراب گشادی مردمک چشم به گونه‌ای است که چشم می‌خواهد از حدقه بیرون بزند. نگاه خیره و نگاه مات نیز از واکنش‌های اضطراب چشم است.

 

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم فروردین 1390ساعت 10:38  توسط امير غفاری  | 

عوامل موفقیت در کنکور

عوامل موفقیت در کنکور

 

هر داوطلب کنکور باید علاوه بر برنامه ریزی ومطالعه کتب درسی خود تاحد تسلط واحاطه بر مفاهیم وموضوعات اصلی وفرعی دروس به چهار عامل زیر توجه ویژه داشته باشند و در حد امکان آنها را به کار ببندند هرچند که مطالعه کتب درسی عامل بسیار مهم ونقش کلیدی درقبولی کنکور دارد عوامل زیر بعنوان تسهیل کننده و با نقش کمکی متوانند بسیار تاثیر گذار بوده ودر صورت استفاده از آنها به صورت یکپارچه وهما هنگ میتوانند احتمال قبولی وموفقیت داوطلب را در آزمون کنکور به میزان زیادی افزایش دهند:...

 

 

عامل اول) بهرمندی از خدمات مشاوره وراهنمایی تحصیلی : داوطلب باید در کنار اطلاعات علمی (درسی) باید از اطلاعاتی در خصوص اصول برنامه ریزی درسی. روشهای مطالعه و تست زنی. انواع دوره ها ورشته های تحصیلی دانشگاهی .

 

زیر گروهها وضرایب دروس. انواع گزینش وشیوه های جذب دانشجو ومهارتهایی درخصوص کنترل زمان کنترل حافظه وتمرکز حواس مدیریت استرس وراههای ایجاد انگیزه و... اگاه باشد .

 

قطعا موارد فوق همانند نقشه راه عمل کرده وداوطلب میتواند بابصیرت وآ گاهی تلاش بیشتری برای کسب موفقیت از خود نشان دهد. دراینجا داشتن مشاوری باتجربه وخبره میتواند این خدمات را خوب پوشش بدهد.

 

 

عامل دوم) شرکت در کلاسهای درسی تقویتی : بعضی اوقات برخی دبیران دروس مختلف به دلیل کمبود وقت یا تعداد زیاد دانش آموزان یا به هرعلت دیگری نتوانند به شکل کامل وتام مطالب درسی خود را ارائه دهند یا دانش آموز خود ضعفی شدید را در آ ن دروس احساس کنند بهمین خاطر برای جبران این ضعف خود باید در کلاسهای تقویتی گروهی که در مدارس یا موسسات دیگر برگزار میشوند شرکت نموده یا به شکل خصوصی نسبت به جبران این ضعف با همکاری معلم خصوصی اقدام نماید توصیه میشود از معلمان خبره در زمینه تدریس یا در موسسات معتبر وبا سابقه ودارای مجوزاستفاده شود.

 

عامل سوم) تهیه کتب کمک آموزشی وتست : وقتی داوطلب کتابهای درسی خود را مطالعه کرد ودر کلاسهای تقویتی نسبت به جبران ضعف های خود اقدام نمود خوب است که کتب تست دروس عمومی واختصاصی خودرا به هرشکلی(خرید –امانی- خرید گروهی و..) تا مین کند وبه کمک آنها میزان درک وفهم مطالب وموضوعات درسی خود را محک بزند وبه نقاط قوت وضعف خود پی ببرد. از آنجا که سوالات کنکور ورود به دانشگاهها به صورت چهار جوابی(تستی) ارائه میشود فراگیری شیوه های تست زنی وتمرین وتست زدن سوالات دروس مختلف عمومی واختصاصی امری اجتناب ناپذیر است .

 

 

عامل چهارم)شرکت در آزمونها وکنکورهای آزمایشی : شرکت در آزمونها وکنکورهای آزمایشی زمانی مفید است که داوطلب به عوامل سه گانه ای که در بالا به آنها اشاره کردیم عمل کرده باشد.دراینجا میخواهیم اندوخته های خود را آزمایش کنیم و میزان آمادگی وتوانایی خود را برای شرکت در آزمون اصلی (کنکور) محک بزنیم. ازآنجا که کنکورهای آزمایشی در سطح کشور طراحی واجرا می شوند فرصت خوبی است تا داوطلب ضمن ارزیابی توانایی فردی خود از ویژگیهای رقیبان خود اطلاع حاصل نماید در این جا توصیه می کنیم که داوطلبان موسسات ومراکز مجری این قبیل آزمونها وکنکورهای آزمایشی را از لحاظ مجوز واعتبار خوب شناسایی کرده ودر آزمونهایی شرکت کند که در سطح کشور اجرا میشوند وبعد از هر آزمون کارنامه صادر نمایند لازم به ذکر است آزمونها وکنکورهای آزمایشی به دو شکل مرحله ای وجامع طراحی واجرا می شوند.

 

ماهم با شما موافقیم که عوامل فوق هزینه بر میباشند واگر کسی میخواهد همه آنها را اجرا کند باید هزینه ای برای آنها اختصاص دهد این مسله زمانی بیشتر اهمیت می یابد که داوطلب به هر علتی از لحاظ مالی در مضیقه باشد ونتواند آنها را تامین کند اما داوطلب دور اندیش که هدفهای تحصیلی خود را مشخص نموده و با برنا مه ریزی وتلاش به سوی آنها در حرکت است باید بداند که برای موفقیت وقبول شدن در کنکور ورود به دانشگاه هزینه کردن نه تنها منطقی ومقبول است بلکه لازم وضروری ست چون این هزینه ها نوعی سرمایه گذاری میباشد اگر خود کمی قضاوت کنید درمی یابید که همچین هزینه ای برای قبو ل شدن در رشته ودوره مورد علاقه دوطلب مثل دوره روزانه یا دیگر دوره ها که به شکل رایگان ومجانی به ارائه خدمات آموزشی میپردازند کاملا ضروری است تا داوطلب مجبور نشود در دیگر دوره های دانشگاهی که در قبال ارائه خدمات آموزشی شهریه ثابت ومتغیر میگیرند تحصیل کند .

 

 

 

ايجاد عادتهاي خوب در مطالعه

 

استفاده موثر از وقت داني باتلز

 

آنچه براي پيشرفت تحصيلي داراي اهميت اساسي است, چيست؟ من فكر مي كنم اولين و مهمترين چيز, لااقل براي توفيق در كلاس درس, استفاده موثر از زمان خارج از كلاس درس است.

 

مي دانيم كه هر شبانه روز 24 ساعت است. دو يا سه ساعت هر روز را به مطالعه كردن اختصاص دهيد. اگر زماني كه در كلاس ها, غذاخوري, خواب شبانه و درس خواندن صرف مي شود از 24 ساعت كم كنيم باز پنج يا شش ساعت باقي مي ماند كه مي توانيم آن را به كارهايي اختصاص دهيم كه بيش از مطالعه كردن دوست داريم.

 

من تصور مي كنم عامل ديگري كه توفيق تحصيلي به دنبال مي آورد مرور مرتب يادداشتهاي كلاسي و فصلهاي مربوطه كتاب درسي است. مرور دوره اي و آماده سازي براي امتحانات دراز مدت, وقت بيشتري در اختيار شما مي گذارد و از با عجله براي امتحان آماده شدن جلوگيري مي كند. بدين شيوه شما مي توانيد با كمال آرامش, با انگيزه بيشتر و تشويش كمتر در روز امتحان حاضر شويد. آخرين چيزي كه شما مي توانيد جهت دستيابي به نمرات خوب انجام دهيد بهره جويي از تمامي منابع و امكاناتي است كه دانشگاه در اختيار شما مي گذارد همه اين منابع مي تواند به شما كمك كند.

 

 

 

 

 

آمادگي جهت شركت در كلاس كيپ آلن

 

اگر زماني را براي آماده سازي خود اختصاص ندهم بدليل پر بودن برنامه كاري ام, نمي توانم به اهدافي كه براي خود تعيين كرده ام, دست يابم. آماده سازي بسيار به شما كمك مي كند. اگر جهت شركت در كلاس درس خودتان را آماده كنيد متوجه مي شويد كه كلاس درس تجربه بسيار لذت بخشي است. نه تنها استاد متوجه مي شود كه شما در كلاس درس آماده و فعال هستيد بلكه متوجه مي شويد كه شما مي توانيد از طريق وا داشتن همكلاسي ها به شركت در مباحث كلاسي, با آنها همكاري كنيد.

 

اگر شما خواستار يك درجه دانشگاهي هستيد يا وقت داريد از آموزش دانشگاهي استفاده لازم را ببريد بر عهده خود شماست كه در اين زمينه تصميم بگيريد. پيشاپيش خودتان را آماده كنيد تا نزديك امتحان كامل و نهايي, خودتان را با حجم عظيمي از دروس روبرو نبينيد. من خود به عنوان يك دانشجو مي دانم درباره چه صحبت مي كنم وقتي مي گويم, آمناده سازي, امري اساسي است.

 

 

قدرت همكاري ميكي برآون

 

 

غالباً به آموزش به عنوان امري رقابت آميز نگاه مي شود. براي كسب منافع در دانشگاه رقابت مي كنيم. و نيز براي نمرات, و وقتي هم كه دانشگاه را ترك مي كنيم براي دستيابي به شغل مناسب رقابت مي كنيم. در چنين فضايي به آساني مي توانيم قدرت همكاري را كه از طريق گروههاي حمايتي مطالعاتي ايجاد مي شود, ناديده بگيريم. گروههاي حمايتي مطالعاتي به شما انرژي مي دهند. انسانها, حيوانهاي اجتماعي هستند و ما از گروهها, كسب قدرت مي كنيم. صرف نظر از رفاقت, دوستي و خرسندي, گروههاي حمايتي مي توانند به تعالي روحي شما ياري رسانند.

 

گاه پيش مي آيد كه شما نمي خواهيد روي درسهاي خود كار كنيد ولي اعضاي گروه مطالعه, مي توانند از شما حمايت كنند و شما را تشويق به كار نمايند. علاوه بر كسب نيرو از گروه به هنگام كاهش تمايل و توان, شما مي توانيد خودتان هم از ديگران حمايت كنيد وقتي آنها به حمايت شما نياز دارند. يك گروه حمايتي مطالعاتي همچنين مكان خوبي براي ايجاد روابط تشويق كننده با مردم است بنابراين, به هنگام مطالعه به فكر دوستان و همكلاسي خود باشيد.

 

 

در آميختن مطالعه با فعاليتهاي اجتماعي مارك كريلي

 

 

موفق ترين دانشجويان, فعاليتهاي اجتماعي را با عادات مطالعاتي خوب متوازن مي سازند.پرداختن به فعاليتهاي اجتماعي, فشار رواني را كاهش مي دهد و از خسته شدن شما پيشگيري مي كند. حتماً يك ساعت بعد از مطالعه را به ملاقات دوستان يك بازي فرح بخش, تمرين در باشگاه ورزشي, يا گپ زدن با يك دوست جديد اختصاص دهيد. وقتي چنين فعاليتهاي اجتماعي را در برنامه مي گنجانيد در مطالعه تمركز بهتري حاصل مي شود. ايجاد يك زندگي اجتماعي سالم, عادات معمول مطالعه را توسعه مي بخشد. بعد از فعاليتهاي اجتماعي فوق, كتابها و تكاليف را به كتابخانه انتقال دهيد.

 

در يك مكان راحت و ساكت انتخاب كنيد و به مدت دو يا ساعت مطالعه كنيد. پس از هر 45 دقيقه مطالعه مداوم, ده دقيقه براي استراحت فاصله بيندازيد. دوستي را بيابيد كه با شما از لحاظ عادات مطالعه, شباهت دارد. مكان و ميز مطالعه مشتركي را با او انتخاب كنيد. به خاطر داشته باشيد كه پس از اتمام كار پيش از خواب زماني را به فعاليت اجتماعي اختصاص دهيد. شما با احساس سرزندگي و آمادگي براي يك روز ديگر از خواب بيدار شويد.

 

 

تنظيم آهنگ رضايت بخش جين فرا

 

 

آيا تا به حال به دليل عملكرد پايين تر از سطح توانايي خود در دوره تحصيلي ناكام شده ايد؟ رهنمود حاضر براي كمك به حداكثر رساندن تلاشهاي تحصيلي شما ارئه مي شود. نمره خوب در درس تقريباً هيچگاه از خوش شانسي نتيجه نمي شود. نكته اساسي اين است كه به يك آهنگ رضايت بخش مطالعه دست بيابيد. آهنگ رضايت بخش شما چيست؟

 

چون آهنگ فعاليت را شما تعيين مي كنيد سازگار بودن آن براي شما مشخص است. جداي از زماني كه به مطالعه روزانه اختصاص مي دهيد تنظيم آهنگ فعاليت نمرات بالاتر از متوسط را نصيب شما مي كند. عقب افتادن از برنامه را به گورستان گذشته بسپاريد! براي هر درس, سطح علاقه و نوع درس را رتبه بندي كنيد.

 

فهرستي از نيازهاي مربوط به هر درس تهيه كنيد. نمره اي كه دوست داريد به عنوان هدف, تعيين كنيد. يك برنامه درسي تنظيم كنيد. برنامه درسي نمرات بهتر را تضمين مي كند و در واقع مي تواند زمان مطالعه اي را كه هم اكنون صرف مي كنيد, كاهش دهد. حتماً زماني را براي مرور درس ها در نظر بگيريد. برنامه درسي شما بايد مناسب, و شما هم بايد به آن وفادار باشيد. افزايش زمان مطالعه توفيق براي شما به ارمغان مي آورد. من در كار با دانشجويان به اين نكته دست يافته ام.

 

 

تغيير دادن عادات جان فيلد مه ير

 

 

حال شما چطور است؟ من دكتر فيلد مه ير از آكادميك سوروايول تيپ هستم. اول از همه تقاضا دارم مداد يا قلمي بگيريد و آنچه را كه مي گويم يادداشت كنيد. آماده ايد. لطفاً بنويسيد:

 

گذشته با آينده برابر نيست. يك بار ديگر تاكيد مي كنم, گذشته با آينده برابر نيست. حال از شما مي خواهم آنچه را كه نوشته ايد برداريد و جايي آن را نصب كنيد, جايي كه هر روز بتوانيد آن را ببينيد. بسيار خوب, معني جمله فوق چيست؟ معنايش اين است كه عادات غلط مطالعاتي و درسي مانند عدم تكميل تكاليف, غيبت از كلاسها, حاضر شدن دير هنگام در كلاسها و غيره الزاماً در آينده تكرار نمي شود. چه كسي وضع را تغيير خواهد داد؟ بله, درست حدس زده ايد شما و تنها شما مي توانيد براي رسيدن به توفيقات بيشتر و زايندگي روز افزون, آينده را تغيير دهيد. اجازه ندهيد گذشته آينده شما باشد اين را هميشه به خاطر داشته باشيد. براي يك زندگي بهتر به تغييرات تن دهيد.

 

 

استفاده از كتابخانه پَت هيچينگ

 

 

من مي خواهم به شما خاطر نشان كنم كه كار مؤثرتر با استفاده از كتابخانه دانشگاه ممكن مي شود. منابع موجود در كتابخانه چه به صورت مقالات, يا منابع الكترونيكي, ميكروفرمها يا رسانه ها و غيره مي تواند به شما جهت دست يافتن به اطلاعات مفيد سريعاً كمك كند. شما از طريق استفاده از امكانات كتابخانه در وقت و انرژي صرفه جويي مي كنيد و به نتايج بهتري مي رسيد.آموزش انفرادي در زمينه چگونگي استفاده از كتابخانه هر سه شنبه راس ساعت 11 توسط مسئول كتابخانه ارائه مي شود به منظور كسب اطلاعات بيشتر مي توانيد با مركز مشاوره دانشگاه تماس بگيريد. در نتيجه تماس با ما دانشجوي موفقتري مي شويد. كتابخانه در واقع بهترين ابزار تحصيلي دانشگاهي است.

 

 

مرور بلافاصله يادداشتهاي كلاسي نينامدلون - پيرينو

 

 

پيشنهادي كه من در زمينه مطالعه دارم همان پيشنهادي است كه خود من در آخرين نيمسال دانشگاهي دوره ليسانس رعايت مي كردم يعني به خانه رفتن و سريعاً مرور هر آنچه در كلاسها شنيده يا ياد گرفته ايد زيرا در غير اينصورت 80 درصد از آنچه ياد گرفته ايد, فراموش مي كنيد. همچنين به محض خروج از كلاس, يادداشتهاي كلاسي يا فصول مربوطه از كتاب درسي را مرور كنيد. وقتي اين نوع مرور كردن را انجام مي دهيد ممكن است تجربه رضايتبخش مرتبط ساختن ايده ها، درك آنها پيوند دادن آنها و متناسب ساختن آنها با ذهنيت خودتان را داشته باشيد. گاهي اوقات ممكن است پديده جالبي را تجربه كنيد احساس كنيد نوري فضاي مغز شما را روشن مي كند و اين جنبه مفيد قضيه است. جنبه ديگر اين است كه اين كار به خود نظم بخشي و تلاش مدام نيازمند است.

 

بله, مقصود من تدوين يك برنامه درسي برنامه ريزي شده است. اين يك تجربه يادگيري پاداش دهنده است و من آن را به شما توصيه مي كنم. اين توصيه را مي توان به نحو معكوس نيز انجام داد و ممكن است حتي آسانتر به نظر برسد: درست قبل از شروع يك كلاس, مطالب مربوط به آن درس را از كتاب درسي بخوانيد آنگاه شما يكي از معدود دانشجوياني خواهيد بودكه درس آن روز را مي فهميد و مي توانيد به سوالات پاسخ دهيد, سوال كنيد و در فعاليت كلاسي مشاركت جوييد. شما اشراف داشتن به موضوع درس را به معني حقيقي كلمه احساس مي كنيد. آماده سازي پيش از كلاس, اثر بازخورد مثبت فوري دارد و شما را قادر مي سازد اطلاعات بيشتري را ذخيره سازي كنيد. بنابراين برنامه ريزي كنيد زمان مطالعه روزانه را مشخص كنيد يا چند تا از اين فنون را در زمان مطالعه برنامه ريزي شده خود جاي دهيد.

 

 

حفظ هوشياري و بيداري دناپاترسون

 

 

زمانهايي هست كه صرف نظر از جالب بودن موضوعي كه مطالعه مي شود, حفظ هوشياري و سرحالي حين مطالعه بسيار دشوار مي شود. فرض كنيد مجبوريد چند جلد كتاب را براي درس مطالعه كنيد. وقت كافي براي انجام آن داريد ولي نمي توانيد چشمهاي كوچك خود را باز نگه داريد. حال اين توصيه را به كار بنديد نخست, يك ساعت تنظيم كننده وقت از آن دسته ساعتهاي سفيد و كوچك كه ثانيه ها را هم جدا مي كند تهيه كنيد.

 

ساعت را براي فاصله هاي ده دقيقه اي تنظيم كنيد. مطالعه را شروع كنيد تا زماني كه صداي زنگ را بشنويد از پشت ميز بلند شويد و به مدت دو دقيقه در اتاق دوري بزنيد, مي توانيد آب ميوه اي بنوشيد سپس ساعت را باز تنظيم كنيد و كل فرايند را تكرار كنيد. اگر برخاستن و دور زدن و نوشيدن كفايت نكرده است به برخي فعاليتها مانند خم شدن تا سر زانو و بعد راست شدن, عضلات خود را سفت و شل كردن بپردازيد. اين كار حركت جريان خون به مغز را حفظ مي كند. شما سر آخر متعجب مي شويد كه همين دوره هاي كوتاه مطالعاتي تا چه ميزان بر اطلاعات شما مي افزايد.

 

 

اولويت را به تحصيل و آموزش بدهيد. ماري لين شيرر

 

 

به عنوان رئيس دانشكده از اين فرصت برخوردار بودم كه با بسياري از دانشجويان در نيمسال دوم يا اول دانشگاه در حوزه فعاليت خودم صحبت كنم. متاسفانه برخي از دانشجويان از لحاظ تحصيلي مشروط شده بودند و به نمرات كمتر از آنچه نياز داشتند، دست يافته بودند. دليلي كه من از اكثر آنها مي شنيدم اين بود كه "خوب، اولين نيمسال را ضايع كردم و در واقع سخت مطالعه نكردم" اين گونه اظهارات مرا وا مي دارد دو نكته را به عنوان رهنمود و پند به دانشجويان ارائه دهم:

 

o اولويت را هميشه به تحصيلات و آموزش خود بدهيد. اين اولويت مي تواند شامل مطالعه در يك محيط ساكت و خواندن تكاليف بيش از يكبار، دقيق يادداشت برداشتن، ونوشتن مقاله ها لااقل يك هفته قبل از زمان معمول باشد.

 

o خوب بخوابيد و خوب غذا بخوريد. وقت خود را تا دير وقت به صحبت با دوستان ضايع نكنيد. براي صبحانه حتماً وقت بگذاريدو قبل از كلاس مطالعه كنيد. دوستان من اين توصيه ها معنايش اين است كه شما تنها آخر هفته را مي توانيد به خوش و بش كردن و گذراندن وقت با دوستان خود اختصاص دهيد. نبايد در اين برنامه تا زماني كه نمرات اولين نيمسال به دست شما نرسيده تغييري بدهيد. بخاطر داشته باشيد كه عدم شركت در مهماني ها تضمين كننده عدم مردودي در امتحانات است. شما زماني مردود مي شويد كه از كلاس ها غيبت كنيد و التزامي به تلاش بيشتر در خود ايجاد نكنيد.

 

 

نكاتي درباره مديريت زمان (تنظيم و تدبير وقت) كتي استروسر

 

 

آيا حين امتحانات در به ياد آوردن اطلاعات خود دچار مشكل مي شويد؟ آيا ميزان مطالبي كه نياز است ياد بگيريد شما را به استيصال و ناتواني دچار مي كند؟ اطلاعات موجود در حافظه كوتاه مدت پس از چند لحظه زوال مي يابند مگر آنكه سعي كنيد آن اطلاعات را در حافظه بلند مدت جاي دهيد. پژوهش ما نشان مي دهد اگر طي 24 ساعت دست به مرور مطالب فرا گرفته شده نزنيد 80 درصد مطالب فراموش مي شود. از طريق مرور اطلاعات در سريع ترين زمان ممكن، شما نه تنها ميزان مطالبي را كه حفظ مي كنيد، افزايش مي دهيد بلكه همچنين ساعات مورد نياز قبل از امتحان براي مطالعه را كاهش مي دهيد.

 

شما مي توانيد در برنامه درسي خود زمانهايي را به مرور مطالب اختصاص دهيد. اين كار با گاههاي ساده زير برداشته مي شود: اول، از برنامه ريزي كردن بعد از هر كلاس پرهيز كنيد. زماني را بين كلاس ها به مرور يادداشتهاي خود اختصاص دهيد. از مخفف نويسي استفاده نكنيد. اين كار تنها چند دقيقه وقت شما را مي گيرد ولي به ذخيره سازي مطالب كمك خواهد كرد.

 

دوم، دره هاي كوتاه مدت، مطالب را مرور كنيد. از تلنبار كردن وبعد به يكباره مطالعه كردن تمام مطالب (ماراتون مطالعاتي) پرهيز كنيد چون اين شيوه مطالعه فرساينده است و موجب مي شود دانشجويان از مطالعه مطالب درس هر چه بيشتر طفره بروند. سوم، زماني را كه در صف اتوبوس، كتابفروشي يا لباسشويي تلف مي كنيد مي توانيد به مرور و سازماندهي يادداشتها اختصاص دهيد. امر مهم وكليدي، اداره زمان ( تدبير وقت) است. فراگيري تنظيم و تدبير وقت، زمان بيشتري براي مرور مكرر در اختيار شما مي گذارد طوريكه زمان كمتري براي با عجله براي امتحان آماده شدن اختصاص مي يابد.

 

 

هراسان نشويدپيتروان هونرت

 

 

ممكن است با توجه به تمامي تكاليفي كه بايد انجام دهيد و فرصت تا پايان ترم تحصيلي كم باشد، دچار هراس شويد. برخي افراد دست از كار مي شويند چون نمي دانند در اين ميان دست به چه كاري نمي زنند و البته بدترين نتايج از راه مي رسند. راه حل اين مشكل به نظر مي رسد اين است كه نخست نگاهي سريع به چيزهايي كه بايد انجام دهيد بيندازيد ولي اين چاره كار نيست به كل تكاليفي كه بايد انجام گيرد نظر نكنيد. توجه خود را به تنهايي روي هر گام خاص متمركز كنيد براي مثال روي تكاليف رياضي خود متمركز شويد، درباره مقاله انگليسي، پروژه ارتباط و غيره نگران نباشيد. يا ابتدا اولين پيش نويس را بنويسيد و نگران شكل نهايي مقاله نباشيد اين نگراني را به آينده محول كنيد. اگر تنها روي يك گام متمركز شويد همه چيزهايي كه مي خواهيد انجام دهيد به طور خودكارحاصل مي آيد. شما نبايد نگران شويد و هركسي تصديق مي كند كه شما به خواب هم احتياج داريد.

 

 

مطالعه كردن مي تواند فرحبخش باشد كريس هازارلا

 

 

من دانشجويان بسيار را ديده ام كه مطالعه كردن را تكليفي شاق و دشوار اگر نه دردزا در نظر مي گرفتند. خوشحال مي شوم پاره اي رهنمود ها ارائه دهم كه بتواند به شما كمك كند تا به مطالعه كردن به شيوه اي موفقيت آفرين و مولد نزديك شويد. نخست، زمانهايي را كه مي خواهيد در يك روز به مطالعه اختصاص دهيد، بخش بندي كنيد. انتخاب زمان مناسب، اساسي است برخي افراد، صبحها به موثرترين شكل مطالعه مي كنند و برخي عصرها را زمان مناسب مي يابند. تنظيم زمان مطالعه برمبناي انطباق با ويژگي هاي شخصي، نكته اي بسيار اساسي و با اهميت است يعني چه وقت شما در بهترين وضعيت هستيد. اگر مشكل شما يافتن زمان مطالعه است احتمالاً شما عادت به انجام كارهايي داريد كه شما را از مطالعه باز مي دارد. دوم، محل مطالعه خود را انتخاب كنيد و كاملاً مطالعه كردن در آن محل را رعايت كنيد. محل بايد نزديك و ساكت باشد و شخص در آن به هيچ وجه دچار حواسپرتي نشود. آن محل بايد تنها با مطالعه كردن تداعي شود. بسياري از دانشجويان علي رغم نيت خوبي كه دارند ولي مرتكب اين خطا مي شوند كه محل خواب را به عنوان محل خاص مطالعه خود انتخاب مي كنند. متاسفانه اين دانشجويان خيلي زود در مي يابند كه اين محل تنها چيزي را كه نصيب آنها مي كند چرت زدن و فرو رفتن در خواب است. سوم، فضايي كه در آن درس مي خوانيد بايد فرحبخش و لذت آفرين باشد. لباس راحتي بپوشيد، چاي داغي بنوشيد، زمان خاصي به مطالعه اختصاص دهيد. ترفندي كه به شما كمك مي كند تغيير دادن احساساتي است كه نسبت به مطالعه كردن داريد. اگر اين طور، عمل كنيد زمان مطالعه مي توانيد زماني لذت بخش و مولد باشد.

 

 

چرا وقتي مي توانيد به موفقيت نايل شويد، شكست مي خوريد؟ فرانك يوگيو

 

 

زماني كه من دانشجو بودم پژوهشي در زمينه علل شكست تحصيلي دانشجويان انجام دادم. آنچه بدان دست يافتم همان قدر در مورد دانشجويان دوره دانشجويي ام صادق است كه هم اكنون صادق است دانشجويان شكست مي خورند چون نمي دانند چگونه مطالعه كنند يا نمي دانند مقصود از مطالعه كردن چيست.

 

بهترين پندي كه من مي توانم به شما ارائه دهم تا بتوانيد به پيشرفت تحصيلي در خور توجه دست يابيد ايجاد مهارتهاي مطالعاتي صحيح است. نخست ، محيط مطالعه خوب، ميز مناسب، صندلي راحت، نور خوب، دماي مناسب اتاق، و يك جو ساكت فراهم كنيد. مقصود اين است كه شما بايد تمامي چيزهاي دروني و بيروني را كه موجب حواسپرتي مي شوند، حذف كنيد. دوم، پيش از شروع به كار، مروري بر تكليف محوله انجام دهيد. ببينيد انتظار مي رود كه با چه مهارتها، واقعيتها و ايده ها در حد تسلط آشنا باشيد. زمينه اي كه انتظار مي رود به آن مسلط باشيد چيست. ابتدا به دشوارترين موضوع و مطلب بپردازيد. يعني زماني كه ذهن شما، آماده ترين وضع را دارد و به سهولت مسايل را هضم مي كند.

 

يك برنامه درسي شكل دهيد و آن را در اتاق خود نصب كنيد. زمان مطالعه را وقتي در بهترين وضعيت روحي قرار داريد، تنظيم كنيد. دانشجويان موفق اين با نكته موافقند كه جدول بندي هفتگي بهترين كارآمدي و نتايج را به دست مي دهد. و انعاف پذيري در برنامه ريزي براي ايجاد سازگاريها بر حسب نوع تكليفي كه انجام مي دهيد، لازم است. سرانجام، هم اساتيد را بررسي كنيد و هم موضوع درسي را مطالعه كنيد. در واقع، رهنمودهاي مطالعاتي خاص را براي درسي كه ياد مي گيريد، جويا شويد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم فروردین 1390ساعت 18:9  توسط امير غفاری  | 

انواع شخصيت


انواع شخصيت

1- شخصيت وظيفه شناس وظيفه شناس ها به اصول اخلاقي پاي بند هستند و تا كارشان را درست و تمام انجام ندهند، آرام نمي گيرند. آنها به خانواده خود وفادارند و از مقامات مافوق اطاعت مي كنند. كار زياد، ويژگي بارز اين گونه ي شخصيتي است وظيفه شناس ها موفقيت طلب هستند، هيچ پزشك، وكيل، دانشمند يا مقام اداري موفق بدون برخورداري از اين ويژگي شخصيتي نمي تواند در كارش موفقيتي كسب كند. هشت ويژگي شخصيت وظيفه شناس وظيفه شناس ها در مقايسه با سايرين از اين هشت ويژگي بهره بيشتري دارند - كار زياد: وظيفه شناس شيفته كار است. - كار درست: شخصيت وظيفه شناس به درست انجام دادن كارها توجه دارد. او پايبند وجدان است و به ارزش ها و اصول اخلاقي بها مي دهد. - راه درست: "همه چيز بايد درست انجام شود" شخصيت " وظيفه شناس" معناي اين جمله را به خوبي مي داند ؛ از رسيدگي به حساب هاي مالي گرفته تا دستيابي به هدف هاي مقام مافوق، و طرز تميز كردن زير سيگاري ها، همه اينها بايد درست انجام شود. - كمال طلبي: وظيفه شناس ها مي خواهند همه ي كارها بدون كمترين لغزش و به مطلوب ترين شكل ممكن انجام شود. - ثابت قدم: اين افراد به نقطه نظرهاي خود پايبندند و در معرض ناملايمات مصمم تر مي شوند. - توجه به جزئيات: وظيفه شناس ها به نظم و ترتيب و جزئيات امر توجه دارند. آنها سازمان دهندگان خوبي هستند ؛ توجه به جزئيات از جمله ويژگي هاي اين گونه شخصيتي است. - احتياط: در تمام امور زندگي محتاط و دقيق و مراقب هستند. - صرفه جويي: وظيفه شناس ها صرفه جو هستند. آنها از دور انداختن چيزهايي كه برايشان فايده اي دارند و يا قبلاً داشته اند و يا احتمالاً خواهند داشت خودداري مي كنند. چند توصيه براي زندگي با وظيفه شناس        -با روي خوش، از خود صبر و شكيبايي به خرج دهيد و بگذاريد وظيفه شناس ها عادات خود را داشته باشند. به او فشار نياوريد،" كه ترا به خدا ، امروز را به ما اختصاص بده" بهتر است به خود بگوييد من همسرم را مي شناسم او تا كارش را انجام ندهد دست بردار نيست. -انتظار نداشته باشيد كه شخصيت "وظيفه شناس" تغيير بكند شما نيز از توانمندي هايتان استفاده كنيد. -هرگز با او بحث نكنيد و درگير جنگ قدرت نشويد. او آن قدر بحث و مشاجره را ادامه مي دهد تا تسليم شويد و يا قانع گرديد، سعي كنيد به حرفهايش به راحتي گوش كنيد. -از شرايط خود شاد باشيد و از امنيت و ثباتي كه همسر " وظيفه شناس" شما به زندگي تان مي آورد، راضي باشيد. -از او انتظار تعريف و تمجيد نداشته باشيد. همسر وظيفه شناس شما ممكن است در مورد لباس يا وضعيت ظاهري شما حرفي نزند ولي او به خوبي متوجه شماست. -انعطاف پذير باشيد. همسر مناسب وظيفه شناس ها اشخاص وظيفه شناس، اغلب افرادي كه احساسات خود را بروز دهند مانند شخصيت هاي نمايشي را مي پسندند. از سوي ديگر وظيفه شناس ها، ماجواجوها و كساني را كه ريسك مي كنند، دوست دارند. اشخاص به نسبت "جدي" و " حساس" نيز احتمالاً با استقبال وظيفه شناس ها روبرو مي شوند. شخصيت وظيفه شناس، با افراد " پرشور" و يا " مراقب " همخواني ندارد و شخصيت "فارغ البال" ( بي خيال ) آنها را ناراحت مي كند. 2- شخصيت وابسته اين اشخاص خود را ضعيف ، تهي و حقير مي پندارند و اعتماد به نفسشان بسيار پايين است. خود را صاحب رأي نمي دانند. براي كسب محبت و حمايت ديگران به اقدام هاي افراطي دست مي زنند. اين گونه افراد چون از قطع حمايت يا تأييد مي ترسند، اغلب در ابراز مخالفت با ساير افراد، به ويژه كساني كه به آنها وابسته هستند، مشكل دارند.DSMIV ملاك هاي تشخيصي شخصيت وابسته را اينگونه توصيف مي كند -نياز فراگير و مفرط به حمايت شدن كه به رفتار سلطه پذيري، وابستگي و ترس از جدايي منجر مي شود. - بدون راهنمايي و اطمينان بخشي مفرط ديگران در تصميم گيري هاي روزمره دچار مشكل مي شود. -نياز دارد كه ديگران مسئوليت  بيشتري در زمينه هاي مهم زندگي او بپذيرند. -براي كسب محبت و حمايت ديگران افراط مي كند، تا جايي كه داوطلبِ انجام كارهايي مي شود كه ناخوشايند هستند. -در مواقع تنهايي به دليل ترس زياد از ناتواني براي مراقبت از خود احساس ناراحتي يا درماندگي مي كند. -در زماني كه يك رابطه صميمانه قطع مي شود مُصرانه براي ايجاد رابطه ديگران به عنوان منبع مراقبت و حمايت به جستجو مي پردازد. براي كنار آمدن با وابسته ها، به جاي تصميم گيري براي آنها، به آنها كمك كنيد تا براي خود تصميم بگيرند. صميمانه از آنها بخواهيد كه براي راضي كردن ديگران، صداقت بيش از اندازه به خرج ندهند . به خاطر داشته باشيد كه بهره برداري نكردن از اشخاص منفعل دشوار است و آنها را تشويق كنيد كه به روان درمانگر مراجعه كنند. 3- شخصيت داراي اعتماد  به نفس بالا اينها افرادي شاخص اند و معمولاً رهبران، ستارگان و جاذبان بخش هاي عمومي و حقوقي جامعه را تشكيل مي دهند. حرمت نفس جادويي و اعتماد به نفس كه ويژگي اين گونه شخصيت است رؤياها را به پيروزي ها و موفقيت هاي چشمگير تبديل مي كند. ويژگي هاي مهم شخصيت داراي اعتماد به نفس -حرمت نفس: افراد با اين تيپ شخصيتي به خود و توانمندي هايشان اطمينان دارند. آنها خود را موجوداتي منحصر به فرد مي دانند و معتقدند دليلي براي حضور آنها در اين سياره خاكي وجود دارد. -معتقد به تشريفات و احترامات رسمي هستند و انتظار دارند كه ديگران در تمام مواقع با آنها با احترام برخورد كنند. -بلند پروازي: اين افراد موجوداتي بلند پرواز و جاه طلب هستند. -سياستمداري: اين افراد در برخورد با ديگران زيرك و حسابگر هستند و از توانمندي هاي ديگران براي رسيدن به خواسته ها يشان استفاده مي كنند. -رقابت در وجود آنها شعله ور است . مي خواهند به اوج برسند و همانجا باقي بمانند. -از معاشرت با افراد بلند مرتبه و شاخص لذت مي برند. -خودآگاهي: از حالات ذهني و روحي خودشان آگاه هستند و مي دانند چه فكر و چه احساسي دارند. -توازن و وقار: " بااعتماد به نفس ها" تعريف ها و تمجيدهاي ديگران را با رغبت مي پذيرند، ولي هويت خود را از دست نمي دهند. همسر مناسب شخصيت با اعتماد  به نفس، كسي است كه خوشبختي را در رفع نيازهاي ديگران جستجو مي كند، از جمله اين گونه هاي شخصيتي مي توانيم به " مهر طلب ها" اشاره كنيم. مشروط بر آنكه اين گونه افراد راه افراط نروند و فرديت و حد و حدود همسر خود را مخدوش نسازند. شخصيت هاي حساس به همسران قدرتمند و معاشرتي نياز دارند و شخصيت هاي با اعتماد به نفس مي خواهند مورد نياز باشند. بنابراين، اين دو تيپ شخصيتي اغلب مكمل يكديگر. هستند شخصيت " نمايشي " نيز اگر تضمين بيش از اندازه نخواهد، مي تواند همسر مناسبي براي شخصيت " با اعتماد به نفس " باشد اگر دو " با اعتماد به نفس " يكديگر را به همسري انتخاب كنند، امكان بروز مبارزه ميان آنها زياد است. از جمله گونه هاي شخصيتي كه " با اعتماد به نفس ها" همخواني ندارند مي توان به " مراقب ها " " فارغ البال ها" "ماجراجوها" و " پرشورها" اشاره كرد. "با اعتماد به نفس"  نياز دارد كه هميشه شماره يك باشد. اين را به عنوان يك منش شخصيتي در او بپذيريد.  براي جلب توجه او، به او توجه كنيد. عشق و محبت و وفاداري شما براي او بسيار مهم و با ارزش است. مراقب باشيد عزت و حرمت نفس خود را در گرو محبت و توجه او قرار ندهيد، خود را بي قيد و شرط دوست بداريد و توجه داشته باشيد كه او گهگاه به شما نزديك مي شود و بعد فاصله مي گيرد. اين موضوع به ويژه بعد از ايجاد رابطه بيشتر به چشم مي خورد. تعادل احساسي خود را حفظ كنيد و بي جهت نتيجه گيري شتابزده ننماييد كه ديگر همسرتان شما را دوست ندارد. به احتمال زياد مشغله ذهني پيدا كرده است. اگر لازم است با همسر " با اعتماد به نفستان" رويارويي بكنيد، تنها احساستان را با او در ميان بگذاريد، نظرتان را بگوييد ولي درباره ي او  داوري نكنيد، توجه داشته باشيد كه براي او مورد انتقاد قرار گرفتن دشوار است. وقتي نگرش ها و احساسات خود را با همسرتان در ميان مي گذاريد به او امكان مي دهيد كه شما را بهتر درك كند و از بروز اختلافات بعدي جلوگيري نمايد. 4-شخصيت وسواسي اين اشخاص بسيار دقيق و مرتب و خوش قول و در عين حال بداخلاق اند. زندگي با چنين مردمي بسيار سخت است. شما هزار لطيفه مي گوييد آنها نمي خندند. هيچ تلاشي را در راستاي زيبا سازي زندگي نمي پسندند. زندگي را در يك قالب خشك رياضي مي بينند و هر كاري را در ساعت خاصي انجام مي دهند. كارهايشان را رأس ساعت خاصي شروع مي كنند و در ساعت خاصي هم پايان مي دهند. اينها معمولاً موفق اند. دائماً كارهايشان را بررسي مي كنند احتياط بيش از حد دارند. در مقابل اين گروه شخصيتي، مردم بي قي در " DSMIV ( جدول تشخيصي آماري بيماري رواني ) " ويژگي هاي زير را براي شخصيت وسواسي توصيف كرده اند. - اشتغال ذهني نسبت به جزئيات، قواعد، فهرست ها، نظم ها، سازماندهي يا برنامه ها تا اندازه اي كه هدف اصلي فعاليت گم مي شود. -كمال گرايي آنها مانع از تكميل كارهايشان مي شود. -شيفتگي شديد به كار و توليد تا اندازه اي كه فعاليت هاي تفريحي و دوستي ها ناديده گرفته مي شوند. -وظيفه شناسي افراطي، دقت زياد و انعطاف ناپذيري در مورد مسائل اخلاقي و ارزشي كه با هويت فرهنگي يا مذهبي تبيين نمي شود. -ناتواني در دور انداختن اشياء كهنه و حتي بي ارزش. -اكراه در واگذاري تكاليف به ديگران  يا همكاري با ديگران مگر اين كه ديگران روش وي را در انجام كارها به طور كامل قبول كنند. -ناخن خشكي نسبت به خود و ديگران. -انعطاف ناپذيري و سرسختي. براي كنار آمدن با اختلال شخصيت وسواسي جدي ( Obsessive-Compulsive) بايد تلاش كنيد و آنها را به روان درمانگرها ارجاع دهيد. اما فراموش نكنيد كه او در باورها و ديدگاهاي خود مقاوم است و تغيير كردن براي وي حكم يك فاجعه را دارد. با رعايت آنچه در DSMIV آمده است " حتي وقتي شخصي مبتلا به اختلال شخصيت وسواسي جبري احساس مي كند كه ممكن است، مصالحه به سود او تمام شود، ممكن است لجوجانه از تن دادن به اين كار خودداري كند و آن را خلاف اصول بداند". 5-شخصيت مِهر طلب " مهرطلب" موجودي علاقه مند، مراقب و متوجه است، شما كسي را پر محبت تر، مشتاق تر و دلواپس تر از او نسبت به خود پيدا نمي كنيد. تيپ مهر طلب براي جلب محبت ديگران تلاش فراوان مي كند. مثلاً  تمام وقت، پول و انرژي خود را مصرف مي كند ولي آن را به حساب سخاوتمندي و فداكاري مي گذارد، در يك مسابقه جرات جلو افتادن از حريف را ندارد و انگار يك دست نامرئي  مانع حركت، جلو افتادن و موفقيت او مي شود. گاهي وقت ها شخصيت هاي مهر طلب اگر يك مقدار عصبي هم باشند و تحت اضطراب قرار بگيرند آن وقت مشكل پيدا مي كنند. مثلاً يك شخصيت سالم مي گويد " من محبت شما را دوست دارم و از آن لذت مي برم" ولي يك شخصيت عصبي مهر طلب مي گويد: " من به محبت شما احتياج حياتي دارم و مجبورم به هر قيمتي كه شده آن را به دست آورم ولو اين كه از آن لذتي هم نبرم" يعني براي محبت ارزشي بيش از حد قائل است. محبت همه كس ، خواه يك رهگذر ناشناس، براي او اهميت حياتي دارد و يك بي اعتنايي مختصر يا يك لبخند مهرآميز و صميمانه مي تواند حالت روحي او را از اين رو به آن رو گرداند يا اصولاً ديدش را نسبت به زندگي تغيير دهد. در ازاي جلب محبت حاضر است هر بهايي بپردازد و مهمترين بهايي كه مي پردازد گذشتن از استقلال رأي و آزادي است . او با هم بودن را خيلي ترجيح مي دهد و تنهايي را دوست ندارد. " مهر طلب ها" به ديگران متكي هستند و از آنها به خوبي خط مي گيرند. هنگام تصميم گيري نظرات ديگران را مي پرسند و به توصيه آنها عمل مي كنند. همسر مناسب براي شخصيت مهر طلب زنان و مردان " مهر طلب" مي توانند با ساير گونه هاي شخصيتي كنار بيايند آنها به خوبي مي توانند نيازهاي همسرشان را تشخيص دهند و به رفع آنها اقدام نمايند اما اشكالاتي نيز دارند. "مهر طلب" گوش شنوا دارد و سر به زير است و در اين شرايط ترجيح  مي دهد همسرش عهده دار امور باشد. شخصيت " مهرطلب " بايد مواظب باشد كه با گونه اختلال شخصيتي " ساديستي " يا " ضد اجتماعي " طرف نشود؛ اين اشخاص به راحتي مي توانند موجب رنجش و آزار شخصيت مهرطلب را فراهم سازند. احتمالاً براي شخصيت مهر طلب ، شخصيت وظيفه شناس، همسر خوبي مي شود. شخصيت هاي " مهر طلب " و " پرشور" هم به خوبي با هم كنار مي آيند. چند توصيه براي زندگي با مهر طلب ها -شخصيت " مهر طلب " به راضي كردن شما علاقه دارد، وي را بپذيريد و به خاطر آنچه او به شما ارزاني مي كند احساس گناه نكنيد. -توجهات او را فرض مسلم و مفت ندانيد. شخصيت مهرطلب در زندگي به خوبي اميال شما را پيش بيني مي كند و اين اميال را در اولويت قرار مي دهد. ولي وقتي چيزي از شما مي خواهد، ممكن است به روي خود نياورد و خواسته هايش را مطرح نسازد و منتظر مي ماند تا نيازهاي او را تشخيص دهيد، پس سعي كنيد در تشخيص نيازهايش كوشا باشيد. -از آنجايي كه او نسبت به نظر ديگران در مورد خودش بسيار حساس است و ذهنش اسير تأييد و تكذيب ديگران است، لذا انتقاد كردن از " مهرطلب" او را نسبت به خودش مردد مي كند و چه بسا در مقام سرزنش خود بر مي آيد كه لزوماً واكنش سازنده اي نيست. هنگامي كه خواستيد از او انتقاد كنيد هميشه اول خصوصيات مثبت وي را برشماريد و بعد مطالبي را در حد تذكر گوشزد نماييد. -به نظرات مثبت وي بها دهيد و از آن استقبال كنيد. شخصيت مهر طلب هرچه شدت مهر طلبي اش زيادتر باشد، بيشتر مي خواهد شما را راضي كند و براي راضي كردن شما حرفي بزند ولي ممكن است نظر ديگري داشته باشد. بنابراين بايد نيازهايش را بشناسيد و مواظب باشيد حرف او با سخن دلش يكي باشد. مثلاً  شما مي گوييد، مي خواهيد روز جمعه به كوه برويم و وي جواب مي دهد " بله بسيار عالي است" در حالي كه ممكن است دلش بخواهد كارهاي عقب افتاده اش را انجام دهد. 6- شخصيت نمايشي شخصيت نمايشي مي تواند روي زندگي همه اطرافيان خود اثر بگذارد. ويژگي هاي شخصيتي وي عبارت اند از: - احساسات: زنان و مردان نمايشي در يك دنياي احساسي زندگي مي كنند احساس گرا هستند، احساسات وعواطف خود را ابراز مي كنند، گرم و پرمحبت هستند. -زندگي را زنده و با روح مي بينند، تصوراتي سرشار دارند، داستان هاي سرگرم كننده تعريف مي كنند. عاشق تخيل و ماجراها و داستانه هاي عاشقانه خوش فرجام هستند. -" شخصيت هاي نمايشي" دوست دارند كه ديده شوند، مي خواهند جلب نظر كنند و مورد توجه قرار گيرند، آنها اغلب كانون توجهند. وقتي همه چشمها را متوجه خود ببينند، شكوفا مي شوند. -وضع ظاهر: آنها به آراستگي بهاي فراوان مي دهند، از لباس، از مد و از طرز لباس پوشيدن لذت مي برند. -جذابيت جنسي: افراد نمايشي از جنسيت خود راضي هستند با ديگران گرم مي گيرند و نگاهها را به خود جلب مي كنند. -ايجاد ارتباط: نمايشي ها به راحتي به ديگران اعتماد مي كنند و با آنها ارتباط برقرار مي سازند. -توجه به عقايد ديگران: نمايشي ها با اشتياق به ديدگاه ها و پيشنهادات ديگران توجه مي كنند. همسر مناسب شخصيت نمايشي " شخصيت هاي نمايشي" تحت تأثير گونه شخصيتي خود مي توانند با انواع شخصيت ها به تفاهم برسند، اما به نظر مي رسد رابطه اي در زندگي آنها دوام پيدا مي كند كه بتواند تعادلي در زندگي زناشويي آنها برقرار سازد و در اين ميان شخصيت وظيفه شناس مي تواند همسر خوبي براي شخصيت نمايشي باشد. زن و شوهرهاي "نمايشي" و" با اعتماد به نفس" به دليل تشابهاتي كه دارند با يكديگر كنار مي آيند. اين دو شخصيت، توجه ديگران را جلب مي كنند و مي توانند از توجه آنها برخوردار گردند و مشتركاً از آن استفاده كنند. شخصيت هاي مهر طلب نيز از زندگي با شخصيت نمايشي راضي هستند.  چند توصيه براي زندگي با " نمايشي " ها -به او آزادي احساس بدهيد و از نتايج ناشي از آن برخوردارشويد، پروبال او را نبنديد، در برنامه هاي اجتماعي مشاركت كنيد، به سفر برويد، ميهماني بدهيد، در ميهماني ها شركت كنيد. - از او تعريف كنيد. از طرز لباس پوشيدن و وضع ظاهرش تعريف كنيد. از موفقيت هايش تعريف كنيد." همسر نمايشي" شما مي خواهد با او به صراحت حرف بزنيد و به ويژه احساسات مثبت خود را با او در ميان بگذاريد. هر چه قدر از وي تعريف كنيد برايش زياد نيست ولي صداقت را فراموش نكنيد، اگر به حرفي كه مي زنيد، معتقد نباشيد او خيلي سريع اين مطلب را در چهره و كلامتان مي خواند. -رمانتيك باشيد، برايش گل، شيريني و هديه تدارك ببينيد. در مناسبت هاي مختلف به او كارت بدهيد. بي مهري و بي توجهي او را دلگير مي كند. -واقع بين باشيد. " شخصيت نمايشي"، انجام دادن بعضي از كارها را دوست ندارد از جمله نسبت به اموري كه با پول ارتباط دارند، بي توجه است. بهتر است مسئوليت هاي مالي را خودتان تقبل كنيد. به جزئيات امور شخصاً رسيدگي كنيد. او را به انجام بهتر كارها تشويق كنيد؛ اما هرگز انتظار نداشته باشيد كه بتواند در انجام دادن اين قبيل كارها در سطح و حد شما ظاهر شود. در ضمن به او كمك كنيد تا به مسئوليت هايي مانند، تلفن كردن، شركت در جلسات و به خصوص جلسات مرتبط با فرزندان، عمل نمايد. -كينه به دل نگيريد، شخصيت نمايشي مسائل را به دل نمي گيرد. او احساسات منفي و مثبتش را نشان مي دهد، ولي زود همه چيز را فراموش مي كند. 7-شخصيت مراقب مراقب ها، با شش ويژگي زير شناسايي مي شوند: -استقلال: شخصيت " مراقب" از استقلال زياد برخوردار است. به توصيه و مشاوره با ديگران محتاج نيست، به سادگي تصميم مي گيرد و مي تواند از خودش مراقبت كند. -احتياط: در برخورد با ديگران متوجه و هشيار است و قبل از برقراري ارتباط با اشخاص همه جوانب را در نظر مي گيرد. -زمينه هاي دركي: شخصيت مراقب به خوبي گوش مي دهد تا از كم و كيف دقيق مطالب آگاه شود. -دفاع از خود: مراقب به ويژه وقتي مورد حمله قرار مي گيرد به خوبي از خود دفاع مي كند. -حساسيت نسبت به انتقاد: انتقاد را جدي مي گيرد، ولي هرگز مرعوب آن نمي شود. -وفاداري و صداقت: شخصيت مراقب به صداقت و وفاداري بهاي فراوان مي دهد.  كنار آمدن با شخصيت مراقب -شخصيت مراقب ممكن است بسيار با اعتماد به نفس، مستقل، محكم و قاطع باشد. ممكن است ندانيد تا چه اندازه به احترام و توجه شما نيازدارد، اين خواسته ي او را به تكرار برآورده سازيد. -در توجه كردن به او ترديدي به خود راه ندهيد گرچه ممكن است او بسيار دير جواب دهد و دير به شما اعتماد كند اما اصرار در موردش مؤثر واقع مي شود . اين مسير را بپيماييد. -احتياط و خويشتن داري او را به حساب بي تفاوتي وي نگذاريد. انتظار نداشته باشيد كه به ديواره دفاعي او نفوذ كنيد تا احساسات عميقش را با شما در ميان بگذارد. اگر ارتباط شما با او محكم و با ثبات است به او اطمينان كنيد. -بهترين راه برخورد و انتقاد از شخصيت " مراقب " اين است كه بدون  انتقاد و بدون مقصر قلمداد كردن او احساساتتان را با او در ميان بگذاريد. بگوييد به او اهميت مي دهيد و خواهان روابط بهتر هستيد. -در معاشرت هاي اجتماعي سررشته كار را به دست گيريد. شخصيت " مراقب" از اين رفتار شما استقبال مي كند. -توجه داشته باشيد اگر دانسته يا نادانسته به او بي اعتنايي كنيد موضوع را به دل مي گيرد و به راحتي شما را نمي بخشد. 8-ويژگي هاي شخصيت حساس -آشنايي: " حساس ها" آشناها را به ناآشناها ترجيح مي دهند. آنها با عادت، تكرار و يكنواختي، سازگاري دارند. -توجه به ديگران: حساس ها به نظر ديگران درباره خودشان عميقاً توجه دارند، و برايشان بسيار مهم است كه ديگران راجع به آنها چگونه مي انديشند. -احتياط: در ارتباط با ديگران بسيار محتاطانه عمل مي كنند. از قصاوت عجولانه خودداري مي ورزند. -رعايت جانب ادب: شخصيت حساس، به معناي واقعي كلمه راعي ادب است. -وظيفه شناسي: حساسها اگر بدانند از آنها چه انتظاري مي رود، چه بايد بكنند و چگونه با ديگران تماس برقرار نمايند. در حد عالي خود ظاهر مي شوند. -آنها به سادگي افكار خود را با ديگران ، حتي با كساني كه به خوبي آنها را مي شناسند، در ميان نمي گذارند. همسر مناسب شخصيت حساس وظيفه شناس ها ، با اعتماد به نفس ها  و نمايشي ها مي توانند همسر مناسبي براي " حساس ها " به حساب آيند. شخصيت " ماجراجو" بدترين گونه شخصيتي براي همسر حساس است، زيرا از  خطر و ماجواجويي استقبال مي كند. كنار آمدن با شخصيت حساس شخصيت حساس را با تمام ويژگي هايش بپذيريد، او را شكنجه احساسي نكنيد، نخواهيد كه براي راضي كردن شما به هر سازي كه مي زنيد برقصد؛ با او سازش كنيد. در برخورد با ناشناخته ها به شخصيت حساس كمك كنيد، با او به اجتماعات و گردهمايي ها برويد. با او حرف بزنيد، به او بگوييد براي يافتن راه حلي جهت برخورد با مشكل او علاقه مند هستيد. 9-شخصيت فارغ البال مردان و زنان فارغ البال بيشتر با ويژگي هاي زير شناخته مي شوند. -آنها حق مسلم خود مي دانند كه هر طور مي خواهند از زندگي لذت ببرند. آنها به آسايش و راحتي خود بها مي دهند. براي وقت آزادشان ارزش فراوان قائلند و مي خواهند خوشبختي را جستجو كنند. -فارغ البال ها ، طبق مقررات رفتار مي كنند. آنچه لازم است را ارائه مي دهند و حاضر نيستند از اين حد فراتر روند. -آنها در برابر هر فشاري كه آن را غير منطقي بدانند، مقاومت مي كنند و حاضر نيستند بيش از حد وظيفه و مسئوليت خود، كاري صورت دهند. -زنان و مردان " فارغ البال" با زمان برخورد راحت دارند. آنها زير فشار زمان قرار نمي گيرند. براي آنها عجله كار بي موردي است. اين اشخاص آسان گير و خوشبين هستند و معتقدند كاري كه بايد بشود، مي شود. -فارغ البال ها تحت تأثير مقام بالا دست قرار نمي گيرند و معتقدند كه به اندازه هر شخص ديگري خوب هستند و حق دارند از بهترين زندگي ها برخوردار باشند. همسر مناسب شخصيت فارغ البال فارغ البال ها به همسري فهيم، و از خود مايه گذار احتياج دارد. او قبل از خود به نيازهاي ديگران نمي انديشد و براي راضي كردن ديگران راه درازي نمي رود: ولي مي خواهد مورد توجه همسرش باشد. همسر " فارغ البال" بايد از خود گذشته و مهرطلب باشد. فارغ البال اغلب با "مراقب" سازگار است. ولي با " نمايشي" و " متلون" همخواني ندارد. شخصيت "ماجراجو" مانند فارغ البال به شادي و خوشي علاقه مند است. اما فارغ البال مي خواهد، قانونگذار باشد؛ " ماجراجو" هم كه استاد شكستن قانون است. به همين دليل اين دو گونه شخصيتي با هم همخواني ندارند. اگر مي خواهيد در كنار يك شخصيت فارغ البال زندگي راحتي داشته باشيد سعي كنيد در شادي هاي " فارغ البال" شريك شويد؛ در فعاليت ها و تفريحات او مشاركت كنيد؛ از وي به خوبي مراقبت كنيد؛ زندگي را سخت نگيريد و واقع بين باشيد. زندگي با فارغ البال به از خود گذشتگي بيشتري احتياج دارد. به جاي اين كه بخواهيد جنبه هاي منفي اش را تغيير دهيد، سعي كنيد بيشتر به جنبه هاي مثبت وي توجه نمائيد. 10-شخصيت ماجراجو زنان و مردان ماجراجو، تن به خطراتي مي دهند كه سايرين از انجامش ابا دارند، آنها برخلاف اغلب ما ، نگران و وحشت زده نمي شوند، آنها در لبه ها زندگي مي كنند، با محدوديت ها  مي ستيزند و جان خود را به مخاطره مي اندازند.  براي آنها تن به خطر دادن ، معادل پاداش است. آنها مي گويند اگر خطري نباشد سودي هم در كار نيست. اكثر آنها تحت تأثير عقايد ديگران و هنجارهاي اجتماعي قرار نمي گيرند و به ارزشهاي خود معتقدند. آنها به راحتي به فعاليتهاي پر خطر تن مي دهند و مي گويند زندگي بايد مخاطره آميز باشد. در زندگي استقلال دارند. آنقدرها نگران ديگران نيستند و معتقدند هر كس در قبال خود مسئول است. همچنين آنها از هنر متقاعد كردن برخوردارند و به راحتي ديگران را تحت تأثير قرار داده و دوستي آنها را براي خود مي خرند. به سياحت و سير و سفر علاقه بسيار دارند. پرجنب و جوش و شرورند. در كودكي و نوجواني به شرارت تن مي دهند و براي ديگران مسئله ساز مي شوند. در برابر هر كس كه بخواهد از آنها سوء استفاده كند مي ايستند جسور و شجاعند. يكي از ويژگي هاي مهم آنها "در حال زندگي كردن" است. آنها به خاطر حوادث و رويدادهاي گذشته تأسف نمي خورند، براي آنها زندگي چيزي است كه بايد آن را در لحظه اكنون پيدا كرد. همسر مناسب شخصيت ماجراجو  ماجواجوها اكثراً طالب همسران كم توقعي هستند كه از خود زياد مايه بگذارند. اشخاص آميخته به شخصيت هاي نمايشي، از خود گذشته و وظيفه شناس ، براي همسري ماجواجوها مناسب هستند. 11-شخصيت پرشور پرشورها شخصيت بسيار قدرتمندي دارند، آنها در درون خويش بيش از هرگونه شخصيتي احساس توانمندي مي كنند و مي توانند بدون ترس از شكست ، مسئوليت هاي بزرگ را پذيرا شوند. آنها با قدرت، اختيار و مسئوليت، راحت هستند و به مقررات توجه زيادي دارند به شدت منضبط اند. آنها قوانين را وضع مي كنند و ديگران را ملزم به رعايت قوانين مي نمايند. پرشورها هر كاري را كه براي تحقق هدفهايشان لازم باشد انجام مي دهند و شديداً هدف گرا هستند. شجاعت از ديگر خصوصيات شخصيتي آنهاست. عمل و ماجرا را دوست دارند. آنها در ابراز وجود كردن مهارت دارند. همسر مناسب شخصيت پرشور پرشورها، بايد پادشاه و ملكه زندگي خود باشند. زنان و مردان " پرشور" خواهان همسراني قابل اطمينان ، " پذيرنده" ، قدرتمند، مستقل و با عزت نفس هستند. مناسب ترين همسران پرشورها ، مهر طلب ها، از خود گذشته ها ، و حساس ها  هستند، مشروط بر آنكه شدت اين ويژگي در آنها در حد اعتدال باشد. اگر شما شخصيتي پرشور داريد از ازدواج با اشخاصي كه ويژگي هاي شخصيتي مراقب يا متلون دارند، اجتناب كنيد ضمناً نمايشي ها كه اسباب حسادت شما را فراهم مي كنند و يا " با اعتماد به نفس ها" كه دستور كاري از آن خود دارند مناسب شما نيستند. زنان پرشور نيز به دليل ميل به سلطه جويي و استيلا طلبي بهتر است با مردان مهر طلب ازدواج كنند. جهت زندگي با شخصيت هاي پرشور توصيه مي شود: خود را بشناسيد. بر روي توانمندي هاي خود حساب كنيد ولي مراقب رقابت با " پرشورها" باشيد، هرگز سعي نكنيد زير آب قدرت او را بزنيد. پرشورها دوست دارند اطرافياني قوي، ارزشمند و وفادار داشته باشيد، به شرط آنكه جايگاه پايين تري را در اشغال خود داشته باشند. قوي باشيد و عزت نفس خود را حفظ كنيد. به صرف اين كه در حضور يك قدرتمند هستيد نبايد موضع ضعيفي را اتخاذ كنيد، به جاي احساسات به دليل و منطق متوسل شويد. پرشورها اغلب به احساسات افراد بها نمي دهند. سعي كنيد، مطالب را به شكل منطقي مطرح كنيد. بايد اين واقعيت را بپذيريد كه شخصيت پر شور، مشربي تند دارد، بي جهت او را خشمگين نسازيد. براي حل مسائل خود راههاي ديگري پيدا كنيد. 12-شخصيت متلون شخصيت هاي متلون به راحتي با تغييرات احساسي كنار مي آيند. ويژگي هاي بارزشان به شرح زير است: -متلون ها در روابط خود گرم و صميمي هستند. هيچ ارتباطي ميان آنها و ديگران جزئي و بي اهميت نيست. هيچ ارتباطي دست كم گرفته نمي شود. اين افراد بسيار پر انرژي هستند. متلون ها مبتكر هستند و مي توانند ديگران را نيز به فعاليت تشويق كنند. متلون ها كنجكاو و خيالپردازند و ذهني باز دارند. آنها دوست دارند فرهنگ ها، نقش ها و نظامهاي ارزشي ديگران را تجربه كنند و در مسيري جديد به راه بيفتند. متلون ها احساس خود را نشان مي دهند. آنها به لحاظ احساسي، فعال و واكنشي هستند و درهر رابطه اي با تمام وجود ظاهر مي شوند و در دور كردن نظر خود از واقعيت هاي دردناك مهارت دارند. متلون ها مي خواهند خوش باشند و تجربه هاي جديد داشته باشند. آنها هر چيزي را امتحان مي كنند. از ريسك كردن نمي ترسند. برداشت روشني از خويشتن ندارند، بدين معنا كه آنها نمي دانند چه كسي هستند و چه هويتي دارند. " متلون ها" بسيار متوقع هستند، آنها مي خواهند دنياي خود را از شما پر كنند. آنها به ندرت حاضر مي شوند خود را به خاطر شما تعديل كنند. هر چه شخصيت " متلون" بارزتر باشد، روابط ادامه دار در زندگي زناشويي دشوارتر مي شود. همسر مناسب شخصيت متلون " متلون ها " به همسراني جالب، قوي، با علاقه و رمانتيك احتياج دارند كه در ضمن به خواسته هاي آنها به سرعت گردن نهند. شخصيت هاي ماجراجو، اغلب نظر متلون ها را جلب مي كند. اگر شما تا اندازه اي از ويژگي هاي شخصيت متلون برخوردار هستيد بايد كسي را به همسري برگزينيد كه آرام، با ثبات و تاحدي رمانتيك باشد. 13-شخصيت جدي جدي ها، اشخاصي خشك و جدي هستند و براي ابراز احساسات جايي باقي نمي گذارند. آنها از توانمندي هاي خود مطلع هستند، اما در ضمن محدوديت هاي خود را نيز مي شناسند. آنها گرفتار خود بزرگ بيني نمي شوند و خود را مسئول اعمال خويش مي دانند. اين شخصيت ها، متفكر، تحليل گر و ارزياب هستند و قبل از هر اقدامي آن را در ذهن خود مي پرورانند و سبك - سنگين مي كنند. جدي ها ديگران را دائماً ارزيابي مي كنند. آنها در ارزيابي ديگران به اندازه ارزيابي خود اهميت قائل مي شوند. آنها مسائل را پيش بيني مي كنند و وقتي اتفاقات ناخوشايند رخ مي دهد براي روبرو شدن با آنها آمادگي لازم را دارند. جدي ها ادب را رعايت مي كنند و اگر احساس كنند نسبت به ديگران بي ادبي كرده اند يا كاري را از روي بي فكري انجام داده اند بسيار ناراحت مي شوند. همسر مناسب شخصيت جدي جدي ها، طالب همسراني هستند كه به شدت پذيرا باشند و آنها را آن طور كه هستند قبول كنند. مناسب ترين همسر براي جدي ها " مهر طلب " ها هستند. جدي با جدي نيز مي تواند كنار بيايد زيرا هر دو از دنيا ، درك و برداشت مشابهي دارند؛ اما احتمالاً بهتر است " جدي ها " كساني را به همسري برگزينند كه در زمينه هاي اجتماعي قوي تر باشند. " ماجراجوها " " متلون ها " و "نمايشي ها" شخصيت هاي مناسبي براي همسري جدي ها نيستند. 14-شخصيت با خصيصه هاي فردي زنان و مردان با ويژگي " خصيصه هاي فردي"، به هيچ شخص ديگري شباهت ندارند. شش ويژگي و رفتار زير از جمله خصوصيات بارز سبك " خصيصه هاي فردي" است. -زندگي دروني: افراد با اين ويژگي تحت تأثير باورها و احساسات خود هستند خواه ديگران اين ارزش هاي آنها را قبول داشته يا نداشته باشد. -دنياي خود: آنها افرادي مستقل هستند و به روابط نزديك و صميمانه معدودي احتياج دارند. -اين دسته افراد طرز زندگي جالب، غير معمولي، و اغلب عجيب و غريب دارند. -آنها به چيزهاي مرموز ، پوشيده، فراحسي ( منظور پاسخ به محرك هاي بيروني بدون هيچ گونه تماس حسي شناخته شده است كه شكل هاي مختلفي دارد مانند غيبگويي ، پيشگويي و ... ) و فوق طبيعي علاقه مندند. -آنها به انديشه هاي مجرد بها مي دهند. - علي رغم آنكه اين سبك شخصيتي تحت تأثير درون خويشتن است و به دل و ذهن خود توجه دارد، نسبت به ديگران و واكنش هاي آنها در برابر خود حساس است. همسر مناسب شخصيت با  خصوصيات فردي اين تيپ شخصيتي معمولاً خود را با نيازهاي ديگران تطبيق نمي دهد و به همين دليل نمي تواند با شخصيت هاي ماجراجو و جدي و پرشور كنار بيايد. " خصيصه هاي فردي "، طالب همسري است كه او را به همان شكلي كه هست بپذيرد. معمولاً شخصيت فارغ البال مي تواند با اين دسته از مردم كنار بيايد، اگر زن و مرد با شخصيت خصيصه هاي فردي با هم ازدواج كنند ممكن است بتوانند دنياي كوچكي از آن خود بسازند كه در آن دنياي حقيقي متعارف، فرصتي براي خودنمايي نداشته باشند. براي كنار آمدن با شخصيت خصيصه هاي فردي، به او كمك كنيد تا به روحيه اش بيشتر برسد. بعضي از اين اشخاص فرصت و توانايي پرداختن به علايق و خواسته هاي خود را ندارند و در نتيجه ناخشنود مي شوند و خود را ناموفق احساس مي كنند، بي جهت به او فشار نياوريد تا خود را با شرايط دنياي حقيقي شما سازگار كند. براي هم رنگ شدن با دنياي حقيقي او نيز خودتان را تحت فشار قرار ندهيد . به جاي آنكه فقط به اين مطلب فكر كنيد كه دنياي شما متفاوت است، بهتراست با يكديگر درباره اين تفاوت ها بحث كنيد. براي كنار آمدن با هم آماده باشيد و گاه راههاي جداگانه خود را بيپماييد. بسياري از شخصيت هاي " خصيصه فردي" فراموش كارند. آنها به قدري در دنياي درون خود غرق مي شوند كه بايد زمان پرداخت اجاره خانه، خريد مايحتاج زندگي ، خريد لباس براي بچه ها و يا خاموش كردن چراغها را به هنگام خواب به آنها متذكر شد. با تشکر: غفاری مشاور مدرسه  

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم خرداد 1391ساعت 11:27  توسط امير غفاری  | 

عوامل مؤثر در انتخاب رشته

عوامل مؤثر در انتخاب رشته را به دو دسته عوامل فردی و درونی و عوامل اجتماعی و بیرونی می‌توان تفکیک کرد. با توجه به این تقسیم‌بندی، در این‌جا پیرامون هر یک از عوامل مشخص شده توضیح مختصری ارائه می‌گردد:

 الف- عوامل فردی و درونی

1- انگیزه: انگیزه به عاملی تعبیر می‌شود که اساس رفتار آگاهانه افراد را تشکیل می‌دهد. معمولاً فراهم آمدن مجموعه‌های از شرایط و مقتضیات که موجب انگیزش فرد برای وصول به هدفی می‌شود، مبنای شکل‌گیری و ایجاد این عامل، یعنی انگیزه می‌گردد. بسته به نوع شرایط و مقتضیات انواع مختلفی از انگیزش و محرک‌ها را می‌توان برشمرد.
انگیزه واقعی مبین نیروی درونی است که مشوق و محرک فرد برای حرکت به سوی مطلوب است. البته عامل این شوق و حرکت تنها نیروهای نهایی و درونی نیست، بلکه محیط بیرونی فرد بر ایجاد آن اثر می‌گذارد. این تأثیرات محیط بیرونی (خانواده، مدرسه، دوستان، جامعه) است که می‌توان موجب ایجاد انگیزه کاذب شود. لذا، داوطلبان ورود به دانشگاه به یک بررسی درونی همه جانبه، تأمل در خواسته‌ها و عواملی که موجب می‌شود آن‌ها به زمینه خاص علمی بگرایند، نیازمندند. انتخاب رشته‌ای که در راستای انگیزه واقعی فرد صورت بگیرد به عنوان انتخاب رشته اصلح مطرح است.

2- علاقه: علاقه را می‌توان به ترجیح میان اشیاء مختلف هنگام انتخاب تعبیر نمود. گرچه انگیزه و علاقه ارتباط تنگاتنگی با یکدیگر دارند و شاید بتوان علاقه را نوعی انگیزه بالفعل قلمداد نمود، ولی بهتر است در مسائل حساسی مانند انتخاب رشته که به آینده داوطلب مربوط می‌شود، هر کدام را در جایگاه ویژه خود قرار دهیم، بدون آن‌که ربط مستقیم آن‌ها را نادیده بگیریم. داوطلب نمی‌تواند در کنکور سراسری و در هدف ورود به دانشگاه بدون انگیزه باشد و احتمالاً پذیرش دشواری این رقابت سنگین باید به معنای وجود انگیزه قوی برای ادامه تحصیلات دانشگاهی باشد، اما ممکن است که هنوز علائق وی شکل واضحی نیافته باشند و داوطلب از میان رشته‌های متنوع دانشگاهی به علاقه واقعی خود دست نیافته باشد. به هر حال، احتمالاً هر داوطلبی باید به یک یا چند رشته تحصیلی علاقه داشته باشد. در این‌جا علاقه به معنای خواستن و دوست داشتن شفاف است بدون این‌که عوامل خارجی این خواستن را کدر نموده باشند. انگیزه کاذب می‌تواند ایجاد علاقه کاذب کند. بدین ترتیب که ممکن است داوطلب در فضایی قرار گیرد که دیگران همواره از رشته‌های خاص دانشگاهی برای وی بتی را ساخته باشند و با صدها دلیل (فهمیده و نفهمیده) رشته‌های مطلوب خود را برای داوطلب بیارایند، و به تدریج علاقه کاذبی را در وجود او بنشانند. در اینجاست که خانواده داوطلب و نیز دوستان واقعی او باید به وی کمک کنند تا او علائق واقعی و اصیل خود را از علائق کاذب باز شناسد. علاقه واقعی در راستای انگیزه واقعی است. چنانچه علاقه براساس انگیزه واقعی شکل بگیرد، از آن باید به عنوان یکی از مهمترین عوامل مؤثر در انتخاب رشته یاد کرد.

3- شناخت: عامل بعد، شناخت کافی داوطلب از رشته‌های دانشگاهی است. شناخت مبیین آگاهی معرفت کافی از موضوع مورد بررسی و انتخاب است. علاقه بدون شناخت نمی‌تواند واقعی باشد. ممکن است که داوطلب بدون شناخت رشته‌های دانشگاهی در خود انگیزه قوی برای تحصیلات عالیه بیابد. ولی نمی‌تواند نسبت به رشته‌ای که هیچ شناختی از آن ندارد، علاقه‌مند باشد. لذا، داوطلب باید تلاش کند که از هر طریق ممکن شناخت کافی از رشته‌های دانشگاهی را به دست آورد. بعضی از منابعی که هم اکنون در دسترسند عبارتند از: دفترچه معرفی رشته‌های تحصیلی گزینه دو که مطالب آن به معرفی و توضیح رشته‌های دانشگاهی می‌پردازد و همچنین، مطالبی که در این خصوص در نشریات پیک‌ سنجش و راه دانشگاه منتشر شده است، قابل استفاده می‌باشد. علاوه بر این «آشنایان و دوستانی که دانشجو یا فارغ‌التحصیل رشته‌های دانشگاهی هستند»، «مطالبی که مشاوران خبره در دبیرستان یا از طریق رسانه‌های گروهی مطرح می‌کنند»، «تماس با دانشگاه‌هایی که مجری رشته‌ها مورد نظر هستند»، «بروشورهای مختلفی که در زمینه رشته‌های تحصیلی یا مشاغل گوناگون وجود دارد»، می‌تواند اطلاعات لازم را برای کسب شناخت لازم در اختیار بگذارند.

4- توان علمی: مسئله توان علمی متفاوت از انگیزه و علاقه است. می‌توان انتظار داشت که هر صاحب علاقه‌ای لزوماً برای ادامه تحصیل در شته مورد علاقه‌اش توانمند نیز باشد. قدرت علمی داوطلب در خلال تحصیلات دبیرستانی و نتایج علمی حاصل از شرکت در کنکور سراسری ارزیابی می‌شود. توان علمی گرچه به استعداد تحصیلی ربط می‌یابد، ولی سخت‌کوشی و پیگیری مستمر در فراگیری نقش اصلی را در بالا بردن بنیه علمی داوطلب ایفا می‌کند. به هر حال برای ورود به هر رشته تحصیلی در دانشگاه فرد باید از توان و بنیه علمی لازم برخوردار باشد. منتها در این جا منظور توان علمی داوطلب به صورت مطلق نیست، بلکه آمادگی علمی داوطلب در دروسی است که پایه‌های تخصصی رشته دانشگاهی را شکل می‌دهند. به عنوان مثال، در رشته داروسازی داوطلب باید در دروسی مانند شیمی و زیست‌شناسی قابلیت علمی خوبی داشته باشد. برای رشته مهندسی الکترونیک باید در زمینه‌های ریاضی فیزیک قوی بود. برای رشته معماری علاوه بر ریاضی خود باید هندسه و قدرت تجسمی مناسبی داشت. در مهندسی شیمی علاوه بر ریاضی و فیزیک به توانایی ویژه در شیمی نیز نیاز است. پیش نیاز رشته اقتصاد یا حسابداری فقط دروس علوم انسانی نیست بلکه دروسی مانند ریاضی و آمار نیز نقش مهمی را دارند.
در رابطه با سطح توانمندی علمی لازم برای ورود به رشته دانشگاهی باید به دو نکته توجه کرد. یکی آن‌که قدرت علمی در دروس متناسب یا رشته مورد نظر مهمتر از توان علمی عمومی است. دیگر آن‌که شرط توفیق در دانشگاه (پس از قبولی) وابسته به میزان تسلط بر دروس فوق‌الاشاره است. به عبارت دیگر ممکن است که فردی در ورود به رشته خاصی توفیق یابد منتها این قوت علمی فرد در دروس اختصاصی رشته است که ضامن ادامه تحصیل موفقیت‌آمیز وی در آن رشته می‌باشد.
به‌طور خلاصه باید گفت که برای ورود به یک رشته مشخص دانشگاهی باید از توان علمی لازم برخوردار بود. سوابق تحصیلی و نتیجه کنکور مناسب‌ترین ملاک‌های در دسترس برای ارزیابی این توانایی هستند. از این مطلب می‌توان به لزوم تناسب توان علمی با سطح دشواری رشته تحصیلی یاد کرد.

5- استعداد تحصیلی: در این‌جا استعداد تحصیلی متفاوت از بنیه علمی لحاظ شده است. منظور از استعداد، توانایی ویژه در انجام دادن بعضی از فعالیت‌ها و اموری است که فرد را از افراد مشابه متمایز می‌سازد. ممکن است که فردی به لحاظ استعداد متوسط باشد، اما در سایه تلاش و سخت‌کوشی از بنیه علمی بسیار بالایی برخوردار گردد و بالعکس. ممکن است فردی با استعداد باشد اما به علت کاهلی و تنبلی نه تنها بهره‌ای از استعداد خود نبرد بلکه در مسابقه با افراد پر تلاش و با استعداد متوسط هیچ‌گونه توفیقی نیابد. به هر حال بهترین حالت آن است که استعداد تحصیلی با تلاش سخت و مستمر برای کسب علم توأم شود تا این استعداد‌ها در صحنه جامعه بدرخشند و بدیهی است که این‌گونه افراد در همه صحنه‌های رقابت علمی پیروز خواهند بود.

در این‌جا به نکته‌ای باید اشاره کرد که مستقیماً به انتخاب رشته تحصیلی مربوط می‌شود. معمولاً استعداد در زمینه یا درس خاصی ظهور و بروز بیشتری دارد تا در همه زمینه‌ها. به‌عنوان مثال، دانش‌آموزانی هستند که در ریاضی از استعداد بالایی برخوردارند. اما در درس شیمی، در مقایسه با دیگران، متوسط ارزیابی می‌شوند. یا در زمینه نقاشی از استعداد سرشاری برخوردارند اما در دروس عمومی (و یا تخصصی) نظری با ضعف مواجه‌اند. شناخت این استعداد بسیار مهم است. داوطلب باید به استعداد علمی نسبی خود دقیقاً توجه کند. منظور از نسبی در اینجا آن است که تمام افراد از نوعی استعداد برخوردارند. منتها در زمینه‌های مختلف علمی و عملی این استعداد در افراد مختلف از شدت و ضعف برخوردار است. در انتخاب رشته تحصیلی به تناسب بین استعداد علمی و محتوای رشته دانشگاهی باید توجه داشت. بهترین رشته تحصیلی برای داوطلب آن است که وی استعداد خود را همسو با آن بیابد. بسیاری از ناسازگاری‌های درون دانشگاهی و فشارهای روانی ناخواسته که به برخی از دانشجویان وارد می‌شود، در انتخاب غلط رشته تحصیلی به علت غفلت از عوامل فوق‌الذکر ریشه دارد. هجوم دانشجویان برای تغییر رشته فعلی آنان از عدم انگیزه و علاقه به رشته تحصیلی حکایت دارد. بسا با استعدادترین داوطلبان کنکور که در رشته خاصی پذیرفته شدند ولی نه تنها در دانشگاه از برجستگی‌های علمی مطرح در دبیرستان و در سطح کنکور خبری نبود بلکه واهمه عدم توفیق در اتمام دوره دانشگاهی نیز وجود داشت.
در انتهای این قسمت باید متذکر این نکته مهم شد که محور کردن فقط یک عامل (مثلاً علاقه) و لحاظ کردن بعضی عوامل به صورت کم اثر و اقماری منجر به انتخاب رشته خوب و مفیدی نخواهد شد.

 ب- عوامل بیرونی و اجتماعی

1- محیط بیرونی: منظور از محیط بیرونی، کلیه عوامل و افرادی است که با داوطلب در تماس و مراوده بوده و به نوعی در تصمیم‌گیری‌های وی در ارتباط با انتخاب رشته تأثیر می‌گذارند. در این خصوص از خانواده، مدرسه، دوستان و جامعه‌ای که داوطلب را مستقیماً احاطه کرده و با او برخورد دارند، می‌توان نام برد. محیط بیرونی می‌تواند در دو جهت مختلف عمل کند. جهتی مثبت که عبارت از کمک به داوطلب برای کاوش درونی، کشف علاقه واقعی و میزان استعداد تحصیلی و دور ساختن داوطلب از تصمیم‌گیری‌ براساس احساس بدون شناخت می‌باشد و جهت منفی که القاء علایق و برداشت‌های شخصی خود به داوطلب است بدون آن‌که انگیزه، علاقه، توان علمی و استعداد داوطلب چندان مورد توجه قرار گیرد.
داوطلبان کنکور سراسری که مبادرت به انتخاب رشته می‌کنند باید دقت کامل مبذول دارند تا از محیط بیرونی فقط در جهت اثرگذاری مثبت آن بهره ببرند و خود را تا حد امکان از تأثیرات نامطلوبی که منجر به انحراف آن‌ها از مسیر صحیح می‌گردد، دور نگه دارند.

2- اشتغال: عامل اشتغال در انتخاب رشته دانشگاهی، نقش دوگانه‌ای را ایفا می‌کند. برای برخی هدف ورود به دانشگاه اصولاً تصدی شغل‌های خاص است که بدون قبولی در آن رشته دانشگاهی، وصول به آن امکان‌پذیر نیست. برای برخی دیگر قبولی چنان مهم است که اصولاً در زمان انتخاب رشته به مسأله اشتغال مرتبط با آن رشته توجه نمی‌کنند. در ارتباط با مسأله اشتغال نکات زیر به اختصار مطرح می‌شود:
کلیه داوطلبان به شغلی که آن رشته دانشگاهی منتهی به آن می‌شود (یا می‌تواند بشود) حتماً توجه کنند هر چند که هدف ورود به دانشگاه به هیچ‌وجه نباید فقط به مسأله اشتغال محدود شود.
داوطلب از نظر روحی و روانی باید آمادگی لازم برای پذیرش کار مرتبط با رشته مورد نظر را داشته باشد. به عنوان مثال کسی که مشاهده خود برای او غیر قابل تحمل بوده و حتی از آن می‌هراسد، نباید رشته‌ای را انتخاب کند (مانند پزشکی و دامپزشکی) که در زمان اشتغال همواره امکان این برخورد وجود دارد. اشتغال در برخی از رشته‌ها، عمدتاً به معنای کار در آزمایشگاه است، مانند رشته‌های علوم آزمایشگاهی، شیمی کاربردی و نظایر این‌ها. برخی از رشته‌ها در نهایت منجر به شغلی می‌شوند که غالباً باید خارج از شهرها صورت پذیرد مانند رشته استخراج معدن، تعدادی از رشته‌های کشاورزی و غیره. رشته دامپزشکی همواره برخوردهای خاصی را با دام و طیور دارد. رشته حقوق نوع ویژه‌ای از آمادگی روانی را می‌طلبد. رشته مشاوره و شاید روان‌شناسی نیاز به آمادگی خاص درونی دارند، همچنین است رشته‌های معلمی و دبیری که باید توأم با عشق و علاقه ویژه به امر آموزاندن باشد. به‌هر حال فرد باید آمادگی روحی و روانی لازم را برای تصدی شغلی که رشته دانشگاهی منتهی به آن می‌شود، حتماً داشته باشد.
علاوه بر آمادگی روحی و درونی، باید داوطلب آمادگی بدنی برای اشتغال در شغل ذیربط را داشته باشد. مثلاً، استخراج معدن، نقشه‌برداری، تکنسین اتاق عمل، حتی رشته‌های دبیری نیاز به نوعی آمادگی بدنی دارند. در این ارتباط داوطلبان دختر باید توجه بیشتری داشته باشند. اگر شغل مرتبط با رشته‌ای، آمادگی خاص بدنی و کار در محیط ویژه‌ای را می‌طلبد که آمادگی لازم برای این مهم در آن‌ها وجود ندارد، لذا نباید چنین رشته‌ای را انتخاب کنند.
توجه به زمینه اشتغال نیز مهم است. برای تعدادی از رشته‌ها زمینه اشتغال به مراتب بیشتر فراهم است تا رشته‌های دیگر. لذا اگر برای داوطلبی تضمین اشتغال مهم است باید عمدتاً در پی رشته‌هایی باشد که زمینه کار مناسبی دارند. در این ارتباط داوطلب باید از افراد و مراجع آگاه، اطلاعات لازم را به دست آورد.

3- عنوان اجتماعی، برداشت اجتماعی: عنوان پاره‌ای از رشته‌ها و همین طور عناوین اجتماعی که تعدادی از شغل‌های مرتبط با رشته‌های دانشگاهی به دنبال خود دارند، برای برخی از داوطلبان مهم است. حال این اهمیت به معنای علاقه و توجه است یا به معنای عدم علاقه و دوری جستن از آن. به نظر می‌رسد که تعدادی از رشته‌ها دارای عناوین جذاب اجتماعی هستند و همین عناوین است که می‌تواند یک کشش کاذب در داوطلب ایجاد کند و او را از مسیر صحیح تصمیم‌گیری منحرف سازد. به هر حال، داوطلب باید میزان اهمیت عنوان اجتماعی را که فارغ‌التحصیلان رشته مورد نظر به دوش می‌کشند، برای خود تجزیه و تحلیل کند.

4- محیط ویژه دانشگاهی: بر تعدادی از دانشگاه‌ها شرایط خاص آموزشی حاکم است. حتی در برخی از آن‌ها، دانشجو باید تحت انضباط و رفتار ویژه‌ای قرار گیرد. به‌عنوان مثال کسی که یک رشته دانشگاهی مربوط به نیروهای نظامی، انتظامی یا صنایع دفاع را انتخاب می‌کند باید توجه داشته باشد که در داخل دانشگاه باید از مقررات خصوصی تبعیت کند. بعضاً باید لباس فرم بپوشد. گاه علاوه بر دروس علمی دوره، باید دروس مورد نیاز شغل آینده را بگذارند. تمرینات بدنی و آمادگی‌های رزمی و آشنایی و کار با سلاح‌های جنگی نیز در برنامه دانشجو قرار می‌گیرد. لذا فردی که این قبیل رشته‌ها را انتخاب می‌کند، حتماً باید تناسب روحیه خود را با شرایط و مقتضیات محیط آموزش در نظر بگیرد. البته این سخن به این معنا نیست که این رشته‌ها را نباید انتخاب کرد، بلکه بیشتر عکس آن مدنظر است و آن به این که علاوه بر رشته‌های بسیار خوبی که در این دانشگاه‌ها عرضه می‌شود، نوعی زمینه اشتغال آتی نیز برای داوطلبان فراهم می‌شود و نباید بیم مبهمی که داوطلب از این گونه محیط‌ها دارد وی را از انتخاب این‌گونه رشته‌ها باز دارد.
هدف اصلی از مطالب طرح شده در این بخش ابلاغ این پیام است که داوطلب نباید به هیچ وجه موضوع انتخاب رشته را به دست تصادف تحت عنوان بخت و تقدیر و سرنوشت بسپارد و یا خود را دست و پا بسته تسلیم نظرات دیگران کند و افسار انتخاب رشته را به دست دیگران بسپارد. بلکه داوطلب باید به صورت فعال و تعیین کننده در فرآیند انتخاب رشته حضور و بروز داشته باشد. فعال شدن داوطلب در فرآیند انتخاب رشته یکی از تمرین‌های مهم زندگی وی در زمینه بروز قدرت ارزشیابی مسایل، ظهور مؤلفه تصمیم‌گیری در زندگی، قبول مسئولیت تصمیم‌های اتخاذ شده، اعلام داشتن رأی و نظر در کنار آراء و نظرات دیگران و در نهایت تحریک و تقویت حس اعتماد به نفس، می‌باشد. چنین فردی هرگز بی‌هدف وارد دانشگاه نمی‌شود و در نتیجه دچار سردرگمی و سلب انگیزه در ادامه تحصیل نمی‌گردد.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم خرداد 1391ساعت 10:19  توسط امير غفاری  | 

حافظه


به‌نظر می‌رسد ما آدمیان هر چه داریم یا هرچه که هستیم ازبرکت حافظه است. حافظه پدیده‌های بیشمار هستی را در کل واحدی یکپارچه می‌کند. اگر نیروی پیوند دهنده و وحدت بخش حافظه نبود، هوشیاری انسان به لحظه‌های زندگی‌اش تجزیه می‌شد. مطالعات زیادی در‌حوضه حافظه صورت گرفته است و امروزه روانشناسان برای حافظه انواع مختلفی قایل هستند که ساده‌ترین آن تقسیم حافظه به بلند مدت و کوتاه مدت است. اما حافظه ازهرنوعی  که باشد، در برخورداری از مراحل حافظه وضعیت یکسانی دارد. البته گروهی از روانشناسان بخش دیگری را به نام حافظه‌ی حسی به این تقسیم بندی می‌افزایند. 

به صورت کلی، حافظه به گروهی از فرآیند‌های روانی و مغزی تلقی می‌شود که با استفاده از آن‌ها فرد تجارب و ادراک‌های مختلف را ذخیره و آن‌ها را یادآوری می‌کند. 

این فرایند های حافظه سه مرحله دارد که عبارتند از: 


الف)
رمز‌گردانی: در این مرحله، اطلاعات فیزیکی به نوعی رمز قابل قبول برای حافظه تبدیل می‌شوند. (مانند رمز‌های دیداری، شنیداری، گفتاری و معنایی).

ب)
اندوزش: مرحله نگهداری اطلاعات رمز‌گردانی شده است.

ج)
بازبابی: فرآیندی است که به کمک ان، اطلاعات، هنگام نیاز از حافظه خوانده می‌شوند.

اساس زیستی مراحل حافظه

در مراحل مختلف حافظه، ساختار‌های متعددی در مغز دخالت دارند. تحقیقات نشان می‌دهد، در جریان خواندن مطالب یا همان مراحل رمز‌گردانی، بیشتر نیمکره‌ی چپ مغز دخیل است و در جریان فراخوانی و یادآوری اطلاعات، بیشتر نیمکره‌ی راست مغز فعال است. همچنین بخشی از مغز که به«هایپو‌کمپ» موسوم است، فقط در حافظه‌ی بلند مدت نقش دارد اما تأثیری در حافظه‌ی کوتاه مدت ندارد. این در حالی است که فرآیند‌های مربوط به حافظه‌ی کوتاه مدت در مناطق پیشانی قشر مغز رخ می‌دهد. بسته به اینکه اندوزش مطالب برای چند ثانیه(حافظه‌ی کوتاه مدت) یا برای مدت طولانی‌تر(حافظه‌ی بلند مدت) مورد نظر باشد، شیوه کار متفاوت است.

به‌طور کلی مرحله رمز‌گردانی در حافظه‌ی کوتاه مدت به‌صورت رمز صوتی، دیداری و یا شنیداری است، اما در حافظه‌ی بلند مدت، به صورت رمز معنایی ذخیره می‌شوند. برای مثال اگر حرف "ب" در حافظه‌ی کوتاه مدت به صورت رمز صوتی ذخیره شده باشد، هنگام یادآوری، ممکن است حرفی که از نظر صوتی به آن نزدیک است یادآوری شود. مانند حرف "پ" یا "ف" . اما در حافظه‌ی بلند مدت، چون رمز‌گردانی به شکل معنایی صورت می‌گیرد، هنگام یادآوری ممکن است داده هم معنای آن بازیابی شود؛ برای مثال اگر فردی در حافظه‌ی بلند مدت خود، کلمه "آفتاب" را ذخیره کرده باشد، ممکن است در مرحله‌ی بازیابی کلمه "خورشید" را یادآوری کند.

در مرحله‌ی بازیابی اطلاعات نیز تفاوت‌هایی میان انواع حافظه وجود دارد. برای بازیابی داده‌های ذخیره شده درحافظه، مغز باید فرآیند جستجو را انجام دهد. این فرآیند در حافظه‌ی کوتاه مدت بسیار سریع صورت می‌گیرد، اما در حافظه‌ی بلند مدت به عوامل مختلفی از جمله  نوع طبقه بندی مطالب در حافظه و مدت سپری شده از اندوزش اطلاعات تا بازیابی آن‌ها، بستگی دارد.

یکی دیگر از تفاوت‌های انواع حافظه، میزان گنجایش آن‌ها است. بررسی‌ها نشان می‌دهد، گنجایش حافظه‌ی کوتاه مدت محدود، یعنی بین 5 تا 9 داده و به طور متوسط، 7 داده است، در حالی که گنجایش حافظه‌ی بلند مدت، نامحدود است.

این یافته‌ها دانشمندان را قادر ساخته است، راه‌هایی برای تقویت حافظه، انتقال صحیح داده‌ها از حافظه‌ی کوتاه مدت به بلند مدت و چگونگی یادآوری مناسب آن‌ها ارائه کنند. از مهم‌ترین راه‌هایی که انتقال مطالب از حافظه کوتاه مدت به بلند مدت را سبب می‌شود، ایجاد پیوند بین مطالب موجود در حافظه‌ی کوتاه مدت با مطالبی است که از قبل در حافظه‌ی بلند مدت وجود دارد و روش دیگر مرور ذهنی است. مرور ذهنی تحکیم و انتقال اطلاعات را به حافظه‌ی بلند مدت با سهولت انجام می‌دهد.

امروزه دانش‌آموزان و داوطلبان قبل از پرداختن به موضوع حافظه، مشکل خود یعنی فراموشی را مطرح می‌کند و علت بروزفراموشی را عدم برخورداری از حافظه‌ی قوی عنوان می‌کنند. پس بی مناسبت نیست اگر فراموشی را بشناسیم و ارتباط آن را با حافظه یافته و آنگاه ببینیم چگونه می‌توان با رعایت نکاتی ساده، فراموشی را فراموش کرد و از حافظه‌ای خوب برخوردار بود.
فراموشی با مراحل حافظه رابطه تنگاتنگی دارد. اگر در هر یک از این سه مرحله خطایی صورت گیرد، دیگر مطالب آموخته شده یا وقایع و چیز‌ها به خوبی بازیابی نخواهند شد.

 چنانچه خطایی در مراحل رمز‌گردانی یا سپردن اطلاعات به حافظه اتفاق افتد، در واقع به این معنی است که حافظه شرایط لازم را برای رمزگردانی اطلاعات به نحو مناسب نداشته است. ممکن است کمبود توجه در حین سپردن اطلاعات به حافظه، عامل این خطا باشد. زمانی که می‌خواهیم مطلبی را به حافظه‌ی خود بسپاریم، به آن توجه می‌کنیم. توجه ما رمزگردانی و سپردن آن به حافظه را امکان پذیر می‌سازد. خیلی از مطالبی که می‌شنویم، اما به آن توجه نمی‌کنیم، فراموش می‌کنیم. به عبارتی تنها مطلبی که مورد توجه ما قرار می‌گیرد، به حافظه سپرده می‌شود. در غیر این صورت حافظه‌ی ما در هر لحظه در مقابل سیلی از اطلاعات قرار می‌گرفت که چندان ضرورتی هم برای ما نداشتند.

 زمانی که خطا در مرحله‌ی اندوزش اتفاق می‌افتد، به این معنی است که اطلاعات به شیوه‌ی درست و کاملی ذخیره نشده‌اند و یا درجای مناسب خود قرار نگرفته‌اند. یکی از عواملی که اندوزش اطلاعات را میسر می‌سازد، مرور ذهنی است. مرور ذهنی به نیرومند شدن اطلاعات در حافظه کمک می‌کند و دوام آن‌ها را در حافظه، طولانی‌تر می‌سازد. بنابر‌این بدون مرور ذهنی اطلاعات از حافظه محو شده و دسترسی به آن‌ها ناممکن می‌شود و و زمانی اتفاق می‌افتد که اطلاعات جدید جای اطلاعات قدیم را می‌گیرد. به این علت که گنجایش حافظه‌ی کوتاه مدت معمولاً محدود است و اگر چه برای استفاده حداکثری از آن شگرد‌هایی مثل روش تقطیع کردن را مورد استفاده قرار می‌دهیم، اما در هر زمانی‌که اطلاعاتی که قصد اندوزش آن‌ها را داریم، فراتر از گنجایش حافظه باشد، ذخیره نخواهد شد و یا ناچاراً اطلاعات قبلی را از بین خواهند برد.

 درمرحله‌ی بازیابی نیز عواملی مثل تداخل و عوامل هیجانی، یادآوری اطلاعات را با مشکل مواجه می‌سازند. زمانی‌که در حافظه‌ی ما اطلاعات مختلفی با نشانه‌ی مشترکی ذخیره شده باشند، به هنگام استفاده از آن نشانه برای بازیابی یکی از اطلاعات، اطلاعات دیگر به ذهن خواهند آمد و مزاحم بازیابی اطلاعات مورد نظر خواهند شد. برای مثال اگر شماره تلفن جدید دوست خود را یاد بگیرید، بعد از مدتی یادآوری شماره تلفن قبلی او برایتان مشکل خواهد بود. به این علت که نام دوست شما برای شماره تلفن فعلی و قبلی او نشانه مشترکی است و یادآوری یکی از آن‌ها با این نشانه، با مشکل همراه خواهد بود.

 فراموشی به عنوان یکی از اختلال 

فراموشی‌های مربوط به مسایل جزیی زندگی روزمره هر از چند برای تمام افراد اتفاق می‌افتد و جای هیچ‌گونه نگرانی ندارد، اما در  برخی از افراد شدت فراموشی یا موضوعات مربوط به فراموشی طوری است که نمی‌توان آن را حالتی طبیعی تلقی کرد.

 افراد افسرده و افراد مضطرب معمولاً با درجات شدید‌تری از فراموشی مواجه هستند و اغلب بیش از دیگران در مسایل روزمره زندگی دچار فراموشی می‌شوند. از ناراحتی‌های اساسی آن‌ها که نزد روانپزشک یا روانشناش از آن گله می‌کنند، مشکل حافظه‌شان است که مشکلات زیادی را برای آن‌ها ایجاد می‌کند.

  گاهی اوقات فراموشی در اثر ضایعات مغزی اتفاق می‌افتد که معمولاً به دنبال یک سانحه مثل تصادف است، دیده می‌شود. در این حالت بیمار ممکن است بخشی از اطلاعات مربوط به زندگی خود را فراموش کند. این فراموشی ممکن است فراموشی پیش‌گستر یا پس‌گستر باشد.
  در نوع دیگر از فراموشی که بسیارهم نادر است، هیچ علت جسمی خاصی وجود ندارد، ولی فرد با فراموشی گسترده‌ای مواجه است. به‌طوری که ممکن است فرد تمام اطلاعات مربوط به بخشی از زندگی خود را به طور کامل فراموش کند. این نوع از فراموشی معمولاً دلایل روانشناختی دارد و به آن فراموشی روانزاد گفته می‌شود. گاه یک هیجان شدید، یک شک عصبی و ... دلیل این نوع فراموشی است.
 نوع دیگر از فراموشی تحت عنوان آلزایمر شناخته می‌شود که معمولاً در سنین بالاتر اتفاق می‌افتد و علل ژنتیکی برای آن شناخته شده است. 

برای فراموشی‌هایی که به‌صورت روزمره اتفاق می‌افتند و یا برای جلوگیری از وقوع فراموشی در مطالب درسی و ... معمولاً روش‌های بهسازی حافظه مفید خواهد بود . در این روش‌ها مواردی آموزش داده می‌شود که فرد با استفاده از آن‌ها می‌تواند مراحل رمزگردانی، اندوزش و بازیابی اطلاعات را با دقت و سهولت بیشتری انجام دهد. زمانی که فراموشی به عنوان نشانه‌ی یک اختلال روانی دیگر مثل اضطراب و افسردگی است، معمولاً با درمان این نوع اختلالات مشکل فراموشی نیز حل خواهد شد و برای اختلال فراموشی ناشی از ضایعات مغزی، فراموشی روانزا و آلزایمر روش‌های اختصاصی‌تر به صورت درمان پزشکی و روان درمانی استفاده می‌شود.

 در فضایی که ما و داوطلبان کنکور قرار داریم به نظر می‌رسد بیشترین نوع فراموشی مربوط به درگیر بودن داوطلبان با گستردگی حجم اطلاعات و نیز استرس‌ها، اضطراب‌ها و هیجانات ناشی از آزمون‌ها و نتایج آن‌ها باشد. به همین دلیل مواردی را که به‌عنوان راه کارهای عمومی برای کاستن از فراموشی و تقویت حافظه پیشنهاد می‌کنیم.

1-
 علاوه بر اینکه برای کار‌های علمی روزانه‌ی خود برنامه ریزی منظم و منسجمی را پیش‌بینی می‌کنید، به انجام آن برنامه نیز مقید باشید.

2-
 در تنظیم برنامه‌ی خود را از مشورت مشاورین آگاه و توانمند بی‌نیاز ندانید و بکوشید از چنین افرادی حداکثر استفاده را ببرید. 

3-
 تلاش‌ها و فعالیت‌های روزانه‌ی خود را بر اساس واقعیت‌های وجودی خودتان تنظیم کنید و بکوشید از خیال‌پردازی فاصله بگیرید.

4-
 برای هر روز خود یک فعالیت بدنی و ورزشی قرار دهید. ساده‌ترین نوع چنین فعالیت‌هایی، قدم زدن سریع و طولانی(20تا 30 دقیقه ای) است.

5-
 به‌موقع و به اندازه کافی بخوابید زیرا استراحت خوب مغز می‌تواند اطلاعات بیشتر و بهتری را به حافظه شما بازگرداند.

6-
 انجام برخی کار‌های مورد علاقه‌ی خود را(خریدن یک شاخه گل، کتاب رمان، ملاقات دوستان قدیمی و ...) در برنامه‌ریزی روزانه پیش بینی کنید.

7-
 اگرچه مصرف یک نوبت درهفته برای تغییر ذایقه بد نیست، ولی غذاهای سس‌دار نخورید.

8-
 استفاده از چای گیاهی و نیز موز به دلیل سرشار بودن از املاح معدنی و نیز ویتامین B در روانی حافظه و اصلاح اختلالات آن به شدت موثر است.

9-
 خوردن قند و شکر مصنوعی را کاهش دهید و به جای آن‌ها از خوردنی‌هایی که دارای شیرینی طبیعی هستند استفاده کنید.

10-
 غذا خوردن و عادات غذایی مرتبط با آن را جدی بگیرید و بکوشید از برنامه‌ی غذایی مرتبی که حاوی پروتئین و هیدروکربور‌های کافی هستند استفاده کنید.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم خرداد 1391ساعت 10:10  توسط امير غفاری  | 

هوش


هوش

برخی دانش‌آموزان و داوطلبان عادت دارند در مواجهه با عدم توفیق بلافاصله ارتباط مستقیمی با‌ هوش برقرار نموده و با بی‌هوش و یا كم‌هوش خواندن خود، توجیه و یا دلیلی بر عدم موفقیت خویش ارایه كنند. این نوع واكنش، حل مساله به شیوه كاملا نادرست است كه به تعبیر افلاطون «حل مساله از طریق پاك كردن صورت مساله» است. در این نوشتار می‌كوشیم به شما داوطلبان عزیز كمك كنیم بدانید هوش چیست و جنبه‌های مختلف آن كدام است تا با تشخیص هوش واقعی خود و بهره‌مندی از آن، گام در مسیر موفقیت بگذارید. تعریف هوش

تعاریف متعددی از سوی روانشناسان برای هوش ارایه شده است. این تعاریف را می‌توان براساس دیدگاهی كه آنها را ارایه می‌كنند، به سه گروه تقسیم كرد.

1 - تربیتی: به اعتقاد روانشناسان تربیتی، هوش كیفیتی است كه سبب موفقیت تحصیلی می‌شود و از این رو یك نوع استعداد تحصیلی به شمار می‌رود. آنها برای توجیه این اعتقاد اشاره می‌كنند كه كودكان با هوش نمره‌های بهتری در دروس خود می‌گیرند و پیشرفت تحصیلی چشم‌گیری نسبت به كودكان كم‌هوش دارند. مخالفان این دیدگاه معتقدند كیفیت هوش را نمی‌توان به نمره‌ها و پیشرفت تحصیلی محدود كرد، زیرا موفقیت در مشاغل و نوع كاری كه فرد قادر به انجام آن است، بستگی به میزان هوش دارد.

2 - تحلیلی: بنا به اعتقاد نظریه‌پردازان تحلیلی؛ هوش، توانایی استفاده از پدیده‌های رمزی و یا قدرت و رفتار موثر و یا سازگاری با موفقیت‌های جدید و تازه و یا تشخیص حالات و كیفیات محیط است. بهترین تعریف تحلیلی هوش به وسیله «دیوید وكسلر» بیان شده است. وی می‌گوید: هوش یعنی تفكر عاقلانه، عمل منطقی و رفتار موثر در محیط.

3 - كاربردی: در تعاریف كاربردی، هوش پدیده‌ای است كه از طریق تست‌های هوش سنجیده می‌شود و شاید عملی‌ترین تعریف برای هوش نیز همین باشد.
انواع هوش چندگانه

1 - هوش دیداری/ فضایی
این نوع هوش، توانایی درك پدیده‌های بصری است. یادگیرنده‌های دارای این نوع هوش، گرایش دارند كه با تصاویر فكر كنند و برای به دست آوردن اطلاعات نیاز دارند یك تصویر ذهنی واضح ایجاد كنند.

2 - هوش كلامی / زبانی
این نوع هوش یعنی توانایی استفاده از كلمات و زبان، این یادگیرنده‌ها مهارت‌های شنیداری تكامل یافته‌ای دارند و معمولا سخنوران برجسته‌ای هستند.

3 - هوش منطقی/ ریاضی
یعنی توانایی استفاده از استدلال، منطق و اعداد. این یادگیرنده‌ها به صورت مفهومی با استفاده از الگوهای  عددی و منطقی فكر می‌كنند و از این طریق بین اطلاعات مختلف رابطه برقرار می‌كنند.

4 - هوش بدنی/ جنبشی
این هوش یعنی توانایی كنترل ماهرانه حركات بدن و استفاده از اشیا. این یادگیرنده‌ها خودشان را از طریق حركت بیان می‌كنند. آنها درك خوبی از حس تعادل و هماهنگی دست و چشم دارند (به عنوان مثال در بازی با توپ، با استفاده از تیرهای تعادل مهارت دارند) آنها از طریق تعامل با فضای اطرافشان قادر به یادآوری و فرآوری اطلاعات هستند.

5 - هوش موسیقی/ ریتمیك
این نوع هوش یعنی توانایی تولید و درك موسیقی، این یادگیرنده‌های متمایل به موسیقی با استفاده از صداها، ریتم‌ها و الگوهای موسیقی فكر می‌كنند. آنها بلافاصله چه با تعریف و چه با انتقاد، به موسیقی عكس‌العمل نشان می‌دهند. خیلی از این یادگیرنده‌ها بسیار به صداهای محیطی (مانند صدای زنگ، صدای جیر‌جیرك و چكه كردن شیرهای آب) حساس هستند.

6 - هوش درون فردی
یعنی توانایی ارتباط برقرار كردن و فهم دیگران، این یادگیرنده‌ها سعی می‌كنند چیزها را از نقطه نظر آدم‌های دیگر ببینند تا بفهمند آنها چگونه می‌اندیشند و احساس می‌كنند. آنها معمولا توانایی خارق‌العاده‌ای در درك احساسات، مقاصد و انگیزه‌ها دارند. آنها سازمان‌دهنده‌های خیلی خوبی هستند، هرچند بعضی وقت‌ها به دخالت متوسل می‌شوند. آنها معمولا سعی می‌كنند كه در گروه آرامش را برقرار كنند و همكاری را تشویق كنند. آنها هم از مهارت‌های كلامی (مانند حرف زدن) و هم مهارت‌های غیر‌كلامی (مانند تماس چشمی) استفاده می‌كنند تا كانال‌های ارتباطی با دیگران برقرار كنند.

7 - هوش برون فردی (فرا فردی)
این هوش یعنی توانایی درك خود و آگاه بودن از حالت درونی خود. این یادگیرنده‌ها سعی می‌كنند احساسات درونی، رویاها، روابط با دیگران و نقاط ضعف و قوت خود را درك كنند

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم خرداد 1391ساعت 10:8  توسط امير غفاری  | 

کلیدهای موفقیت در دبیرستان

تحصیل و موفقیت در دبیرستان، موضوعی است که هم دانش آموز و هم خانواده، با علاقه و جدیت آن را دنبال می کنند. دانش آموز تلاشگر، همواره به دنبال آن است تا بداند چه شیوه و راهکارهایی، موفقیت تحصیلی او را تضمین میکند و خانواده هم از نخستین گامهایی که حتی قبل از شروع رسمی ثبت نام و درس و مدرسه برمیدارند، دائم در گفتگوی این هستند که با فراهم آوردن بهترین و مناسبترین امکانات، موفقیت تحصیلی فرزندشان را پایه ریزی کنند و در طول مدت تحصیل هم دلسوزانه به این تلاش ادامه میدهند.

مدرسه فرصت مناسبی برای بهبود زندگی بسیاری از افراد و از جمله نوجوانان، فراهم میکند. نقش مدارس در ارائه خدماتی مانند خدمات بهداشت روانی و نیز خدمات تحصیلی در امور تحصیل، اهمیت روزافزون یافته است. در حال حاضر مدارس با حمایت کامل خانواده و اجتماع، بهترین محل برای برنامه های جامع آموزشی به شمار میروند، زیرا:

1- تقریباً تمام افراد در دورهای از زندگی خود به مدرسه میروند.

2- مدارس، قویترین سازمان اجتماعی و آموزشی قابل دسترسی برای مداخله آموزشی هستند.

3- مدارس، اثر عمیقی بر نوجوانان، خانواده ها و اجتماع میگذارند.

4- مدارس مانند شبکه ای امن، از دانش آموز در برابر خطراتی که بر یادگیری، رشد و سلامت اجتماعی تأثیر میگذارند، محافظت میکنند.

5- مدرسه همگام با خانواده، نقش تعیین کننده ای در ایجاد یا تخریب عزت نفس دانش آموز و احساس شایستگی آنان دارد.

6- توانایی و انگیزه دانش آموزان برای ماندن در مدرسه، یادگیری و استفاده از آموزش متأثر از سلامت روانی آنان است که آن را هم مدرسه ایجاد میکند.

اما با این همه، دانش آموز به عنوان کسی که محور تمام فعالیتهای آموزشی است باید بداند که استفاده و بهره برداری از این محیط امن، مساعد و آماده، وظیفه او است. آموزش در مدرسه به صورت کاملاً یکسان، برای تمام دانش آموزان هر واحد آموزشی وجود دارد. نحوه و میزان استفاده از این امکانات است که دانش آموزی را فعال و موفق میکند و دانش آموز دیگر را .... .

مهمترین فعالیتهایی که دانش آموز باید انجام دهد و بستر انجام آنها هم فقط مدرسه و محیط آموزشی است، عبارتند از:

1- پرسش: برخی از دانش آموزان می پندارند طرح پرسش از دبیر، باعث میشود تا دیگران در مورد آنان تصور نادانی و یا کودنی داشته باشند. در حالی که اصولاً عدم پرسش، دو ریشه منطقی دارد. نخست آنکه، مطلب و موضوع، کامل و بدون کوچکترین اشکالی با تمام جزئیات فهمیده شده باشد، که به طور یقین میتوان گفت که چنین حالتی جز با مطالعه و تمرین فراوان حاصل نمیشود و انجام این مطالعه و تمرین نیز وقت زیادی را لازم دارد.

علت دوم طرح پرسش، نفهمیدن موضوع درس یا مطالعه است. پرسش در این حالت، نه تنها نشان دهنده ضعف علمی دانش آموز نیست، بلکه گواه تلاشگری و فعالیت علمی و شوق او به دانستن است. پس دانش آموزی که میپرسد و مدرسه ای که محیط طرح پرسش را فراهم میکند، بدون شک در مسیر دانایی و رشد علمی و نهایتاً موفقیت قدم بر میدارد.

2- فراغت خاطر: انجام فعالیتهای فوق العاده (چون از طریق هدایت مدرسه انجام میشود، به زحمت میتوان نام غیرآموزشی بر آن گذاشت) میتواند اثرات تربیتی فراوانی برای دانش آموز داشته باشد. اما گاه این فعالیتهای فوق برنامه، آنقدر زیاد میشود که اصل آموزش تحت تأثیر قرار میگیرد. مقصود این نیست که در مدرسه باید دانش آموز در کلاس بنشیند و یکسویه به سخنان و درس دبیر گوش فرا دهد، بلکه منظور این است که در مدرسه موفق، تمام فعالیتها حول محور وظیفه اصلی یعنی آموزش است و صد البته این محوریت آموزش، از حدّ گفته و شعار فراتر رفته و به مرحله عمل رسیده است. بدون شک در چنین مدرسه ای، نه تنها دانش آموز به دلیل درگیر شدن با فعالیتهای ظاهراً غیرآموزشی دچار آشفتگی و پریشان خاطری نمیشود، بلکه همین آرامش خاطر است که باعث رشد و تعالی و موفقیت دانش آموز خواهد شد.

از سوی دیگر، فراغت شخص دانش آموز از کارهای غیردرسی، ابزار مهمی برای کسب موفقیت است. از توصیه های حضرت خضر به حضرت موسی (ع) این بود که: «خودت را در مسیر دانایی با علمی که می آموزی، یکدل و همراه کن و ذهنت را از غیر خالی ساز».

3- توجه و گوشدادن: تمرکز فکر و جمع بودن حواس در هنگام تحصیل و فراگیری دانش، عامل مهمی برای یادگیری است. اصولاً خوب شنیدن و توجه به سخن، یکی از پایه های مهم یادگیری است. اگر خوب دقت کنید، درمییابید حتی زمانی که به صورت فردی درس میخوانید، شنیدن صدای خودتان کمک فراوانی به یادگیری مطالب میکند. کسی که هنگام مطالعه و درس خواندن یا شنیدن درس دبیر، خوب گوش ندهد، در یادگیری دچار اختلال خواهد شد. حضرت علی (ع) میفرمایند: « ... بر شنیدن حریص و مشتاق باش و همانطور که خوب حرفزدن را می آموزی، خوب گوشدادن را هم بیاموز».

4- یادداشت برداری: بررسی های میدانی، گاه ما را با این حقیقت تلخ روبه رو میکند که برخی میپندارند، بدون نوشتن و یادداشت برداری میتوان علم و دانش را فرا گرفت. اما جالب است بدانید، زمانی میتوان مطلبی را فهمید که تعداد بیشتری از حواس انسانی با آن موضوع درگیر باشد. وقتی فقط گوش میکنید، تنها حس شنوایی است که درگیر موضوع یادگیری است. درست است که در همان حال به دبیر نگاه میکنید، اما چون نگاه کردن شما دخالتی در مراحل آموزش ندارد، فرآیند یادگیری شما کاملاً ناقص انجام میشود. چرا دبیر در حین تدریس، مطالبی را روی تابلوی کلاس مینویسد؟ چرا دبیران جزوه میگویند؟ اینکارها و انجام کارهای مشابه، برای آن است که حواس بیشتری را درگیر موضوع آموزش کنند.

حال اگر دانش آموز در این یاداشت برداری، احساس اجبار و اکراه نداشته باشد و اینکار را از روی میل و اختیار و بر اساس یافته های خود و در قالب کلمات خویش انجام دهد، بر روی روند آموزش و یادگیری تأثیری شگرف خواهد داشت. اکنون میتوان گفت، مدرسه ای موفق است و دانش آموز را به موفقیت میرساند که مشوق روند یادداشت برداری آزاد باشد.

5- پیگیری و استمرار: یکی از رایج ترین نگرانیهای اغلب دانش آموزان این است که آنچه را مطالعه میکنند، خوب فرا نمیگیرند. بررسیها و تحقیقات علمی نشان داده است، بیشتر این دانش آموزان کسانی هستند که فعالیت علمی را تلاشی منقطع و از هم گسیخته میدانند یا حداقل با فعالیتهای علمی و آموزشی چنین برخوردی دارند. در حالی که کار مطالعه و فراگیری درس، روندی مستمر و پیگیر است. مسیری است که نقش تکرار در آن، انکارناپذیر است. تجربیات دانش آموزان موفق نشان میدهد که آنان هیچگاه از تکرار موضوع مورد مطالعه و نیز از تمرین مداوم، غافل نشده اند. خواندن و تکرار کردن آموخته ها، آن را در ذهن و دل مستقر میسازد و از فراموشی جلوگیری میکند. در همین راستا، مدرسه ای را میتوان موفق نامید که تمرین و تکرار در آن بسیار پررنگ و فعالیتهای آموزشی بر اساس محور استمرار و تلاش، ارزشیابی میشوند.

6- برنامه ریزی: زمان، غیرقابل تکرارترین سرمایه ای است که هر فرد در اختیار دارد. تنظیم، تقسیم، و نحوه استفاده از آن، کلید بهره برداری مطلوب از این سرمایه است. اساساً با برنامه ریزی میتوان وقت و فرصت را توسعه داد. ریشه اغلب کلمات شکایت آمیز نظیر «نمیرسم»، «وقت نمیکنم»، «فرصت ندارم» و ... عدم اطلاع از میزان وقتی است که در اختیار فرد است که پیش آمدن این عدم اطلاع نیز به دلیل نداشتن برنامه ای مدون است. کسی که برنامه ریزی ندارد، اغلب کارهایی که انجام میدهد، غیر ضروری و کم اهمیت است. مدیریت زمان، کلید راه گشایی است که در موفقیت فرد، گروه و .... نقشی انکارناپذیر دارد. همانگونه که برنامه ریزی، فرد را به توفیق نزدیک میکند، این قابلیت را هم دارد که مدرسه و محیط آموزشی را از یک واحد منفعل و مجبور به یک واحد فعال و پویا تبدیل کند. داشتن و استفاده کردن از برنامه های بلندمدت، میان مدت و نیز تنظیم برنامه های روزانه و حتی برنامه ریزی با بازه های زمانی کوچکتر، میتواند باعث توفیقات روزافزون شود.

7- معلم خوب: یک معلم دانا، دلسوز، آگاه و صمیمی در رشد علمی و فرهنگی دانش آموز تأثیر بسیار دارد. بسیاری از انسانهای موفق، کامیابی های علمی خود را مدیون برخورداری از دبیرانی هستند که تجربه کاری، برتری علمی، دلسوزی در تعلیم و تربیت و رابطه صمیمی با دانشآموزان دارند. از این رو، انتخاب دبیر و بهرهگیری از محضر آنان، از جمله رموز موفقیت تحصیلی است. دبیرستان و دانشآموز توأماً، کسب موفقیت را با استفاده از محور دبیر رقم میزنند. زمانی که مدرسه میکوشد تا دبیرانی کاردان را در تیم کاری خود جای دهد و دانش آموز نیز میکوشد تا از حضور این دبیران استفاده کافی ببرد، حتماً نتیجه کسب شده چیزی جز موفقیت نخواهد بود.

8- اعتماد به نفس: چندی پیش تحقیقات وسیعی با موضوع عوامل افت تحصیلی در پایه اول دبیرستان انجام شد. نتایج نشان میدهد، مهمترین عامل افت تحصیلی دانش آموزان این پایه، عدم اطمینان به توانایی خویش است و سایر عوامل با اختلاف بسیار زیاد، در مراحل بعدی قرار میگیرد.

دانش آموز باید بداند، استعداد و توان آموختن و پیشرفت در افراد مختلف، متفاوت است، اما خداوند این موهبت را به همه ما ارزانی داشته است. شناخت خود و ایمان به توانمندیها و اعتماد به نفس سبب میشود که دانش آموز، زود مأیوس نشود و پیمودن راه پیشرفت را برای خود غیرممکن نشمارد. مطالعه درباره انسانهایی که در شرایط مساوی یا مشابه با شما هستند، اما به درجاتی از رشد علمی و موفقیت دست یافته اند، نشان میدهد که دستیابی شما به توفیقات آنان امکانپذیر است، به شرط آنکه خود و روحیه تان را نبازید و از ناکامیها و شکستها، پلی برای پیروزیهای بعدی بسازید. تحقیرها و ملامتهای دیگران سبب دلسردی و ناامیدی شما نشود و از سوی دیگر مدرسه و محیط آموزشی هم می بایست با دور کردن خود از روند تحقیر و یکسان دیدن تواناییهای افراد، مسیر موفقیت را برای دانش آموزان هموار کند.

9- همت بلند:
بی دلیل نگفته اند:
همت بلند دار که مردان روزگار            از همت بلند به جایی رسیدهاند

هر چه هدف متعالیتر و همت والاتر باشد، تلاش انسان هم به تناسب آن افزونتر و به کارگیری تواناییها بیشتر خواهد شد. در کوهنوردی، آنان که (رسیدن به قله) را در نظر داشته باشند، نسبت به کسانی که صعود به ارتفاع کمی از یک قله سر به فلک کشیده را مدنظر دارند، مسافت بیشتری طی خواهند کرد. رسیدن به اهداف متعالی، نیازمند سعی و تلاش پیگیر و مداوم است. این تلاش در گرو آن است که در تصمیم گیری و اجرای آن، همواره بلندنظر و کمالجو باشید.

10- اغتنام فرصتها: بسیاری از افراد برای انجام کارهای خویش به دنبال یافتن فرصتهای بزرگ و زمانهای طولانی مدت هستند، در حالی که برای انجام بسیاری از فعالیتها، فرصتهای کوتاه و موجود کفایت میکنند. دانش آموز کوشا و موفق، استفاده از فرصتی را که در بین راه منزل تا مدرسه در اختیار دارد، برای حفظ لغات فارسی، عربی و یا زبان انگلیسی غنیمت میشمارد. اما دانش آموزی دیگر، علیرغم اینکه همین فرصت را در اختیار دارد، اما به بهانه کوتاه بودن، آن را از دست میدهد.
بزرگی به فرزند خود توصیه میکرد که: «بکوش تا صبحها یک ربع زودتر از آنچه فکر ميکنی، بیدار شوی. در پایان ماه درخواهی یافت که از فرصتی نزدیک به 7 ساعت بیشتر از حالت عادی استفاده کرده ای.»

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم خرداد 1391ساعت 10:3  توسط امير غفاری  | 

خلاصه نویسی

« خلاصه نویسی »

 نوعی مهارت نگارشی محسوب میشود که آشنایی با آن در كارهای مطالعاتی و به خصوص برای دانش آموزان،  مفید و كارساز است.
با توجه به محدودیت فرصتهای در اختیار و نیز فراوانی  مطالبی که دانش آموزان، به ویژه در مسیر آماده سازی خود برای آزمون‏های سراسری  باید بیاموزند؛ «چكیده نویسی» ضرورت پیدا میكند. گاهی از مطالب برای استفاده خودمان خلاصه برداری میكنیم و گاهی خلاصه نویسی ما برای استفاده دیگران است. 

خلاصه كردن متون مفصل یكی از گامهای مثبتی است كه با استفاده از آن میتوانید هم مراحل مرور و جمع بندی را سرعت ببخشید و هم از زمان در اختیارتان  استفاده‏ بهتر و مناسب تری ببرید.

گذشته از فواید درسی و مطالعاتی که خاصِّ دانش آموزان و داوطلبان آزمونهای سراسری است، «خلاصه نویسی»  از جهاتی برای تمام دانش آموزان و دانش پژوهان  مفید است . 

برخی از فایده‏های خلاصه نویسی عبارتند از : 

1. بهره گیری از یادداشتهای خلاصه، در مراجعات بعدی

2. تمرینی برای كار قلمی و رشد نیروی نویسندگی 

3. عمق بخشیدن به دانسته‏های علمی  

4. آسانسازی استفاده از محتویات كتاب‏های درسی 

5. ایجاد انگیزه‏ی مطالعه در دانش آموز 

6. كمك به پایداری مطالب در حافظه (جلوگیری از فراموشی)

7. كمك به تمركز فكر هنگام مطالعه درس

خلاصه نویسی، باید بدون آنکه منظور اصلی متن از بین برود، به «كاهش حجم نوشته» بپردازد. البتّه انجام درست اینکار با تمرین و تکرار و نیز استفاده از راهنمایی دبیران و مشاورین امکان پذیر می‏شود. 

تفاوت خلاصه نویسی با گزیده، گلچین و یادداشت برداری این است كه در یادداشت برداری و گزیده نویسی، نكات مورد نظر و مورد علاقه شخص از کتاب‏ها و متون  مختلف نوشته میشود و چه بسا انسجام و پیوستگی میان گزیده ها وجود نداشته باشد؛ ولی در خلاصه نویسی، تمرکز روی متنِ خاصّی است. خلاصه نویسی شبیه زیراكس یا عكس گرفتن از هر متن یا تصویر در مقیاسی كوچكتر است.
بسیار اتفاق میافتد كه در خلاصه نویسی، دانش‏آموز فكر میكند تمام مطالب خوب و لازم است و در خلاصه‏ها تمام آن‎ها را می آورد. و در نهایت میبیند كه خلاصه، نوشته‎‏ای درست هم حجم با مطلب اصلی است. این اشتباه تنها به دلیل عدم آشنایی با مراحل اجرایی و چگونگی خلاصه نویسی به وجود می آید. 

برای انجام خلاصه نویسی دقیق از یک موضوع یا درس باید مراحل زیر را به کار ببرید:

1. مطالعه یا مرور اجمالی، پیش از اقدام به خلاصه کردن

2. مشخص ساختن میزان و درصد خلاصه ای كه باید انجام شود

3. مشخص كردن موارد و مطالب اصلی و فرعی، هنگام مطالعه 

4. حذف مطالب غیر عمده و باقی گذاشتن نكات اصلی

5. حفظ اصالت در عبارتها و محتوا

پیش از اقدام به خلاصه نویسی خوب است ابتدا یك دور، كتاب را بخوانید، تا نسبت به محتوای درس احاطه پیدا كنید و بتوانید موارد عمده و غیرعمده و اصلی و حاشیه ای را از هم تفكیك كنید. هنگام مرور مقدماتی، میتوان فصلهای اصلی و فرعی و مطالب عمده را از حواشی و زواید، جدا كرد و علامت گذاشت تا خلاصه نویسی آسانتر شود.

میزان خلاصه نویسی  نیز باید از آغاز، معلوم باشد. فرضاً یك كتاب سیصد صفحهای را اگر قرار باشد در حد نصف، یا یك چهارم یا یك دهم خلاصه كنیم، در هر یك، میزان حذف مطالب و باقی گذاشتن مطالب دیگر، به نسبت آن معیار، متفاوت خواهد بود. حتی اگر بنا باشد همان كتاب را در دو صفحه خلاصه كنیم، شیوهای دیگر را باید انتخاب کرد و طبیعتاً مطالب بیشتری را جزو «حذفیات» قرار دهیم. 

از بهترین و مهم‏ترین روش‏ها برای خلاصه نویسی، تبدیل مطالب  به صورت نمودار، جدول «درخت حافظه» است. در هر درس و موضوع، بخشی از مطالب  اصلی و عمده است. و بخشی از نوشته هم مطالبی است كه در توضیح، تشریح و تأكید نسبت به مطالب، اصلی بیان میشود.  به اینبخش از نوشته و درس نكات غیرعمده گفته میشود. 

اجمالی از مطالبِ غیر اصلی را میتوان چنین برشمرد: 

1. توضیحات برای روشن كردن مسألهی اصلی

2. نمونههای تاریخی و شاهد مثالها 

3. مطالبِ حاشیهای و غیر مرتبط با موضوع

4. عبارت پردازیهای غیرمرتبط با  مطلب اصلی

5. تكرار مطلب

6. عبارات و جملات مترادف و هم مضمون

7. جملات معترضه و اشارات تفسیری و توضیحی 

اگر از یك نوشته و درس، محورهای بالا را جدا كنیم، آنچه میماند، جوهره‏ی اصلی مطلب است كه باید آن‏ها را در خلاصه نوشت. البته تشخیص این نکته كه کدام موضوع، اصلی  یا حاشیه، احتیاج به دقت و تمرین بیشتری دارد. 

میتوان هر بند یا پاراگراف را در یك جمله خلاصه كرد. مجموعهی این جملات، خود به خود چكیده مطلب اصلی خواهد بود خوب است در این بخش به تفاوت بازنویسی، باز آفرینی و خلاصه نویسی اشاره مختصری داشته باشیم. 

بازنویسی، برگردان متون كهن (شعر یا نثر) به نثر و عبارت است؛ بدون آنكه مفهوم و محتوا دگرگون شود. باز آفرینی، محتوا و سوژه كهن، تبدیل به اثر جدیدی میشود كه با اصل متفاوت است. بازنویسی مثل تعمیرات اساسی یك خانه است، اما باز آفرینی، كوبیدن بنا و از نو ساختن است كه چه بسا نقشه ساختمان و كیفیت چهارچوب اولیه هم، به هم میخورد. 

امّا در خلاصه نویسی، نه پیام، نه قالب و محتوا و نه اصلاح سبک نگارش عوض می‏شود. خلاصه نویسی اغلب برای استفاده بهتر از فرصت و زمان است. در مورد اینکه خلاصه نویسی را باید با استفاده از قلم و جمله پردازی خودمان بنویسیم یا با حفظ عباراتِ اصلی باید گفت، هر دو روش در جای خود دارای کاربرد است. 

گاهی روی الفاظ متن اصلی، عنایت و تأكید خاصّی است كه دخل و تصرف در عبارات، مسأله ساز و گاهی تحریف میشود؛ طبیعتاً باید خلاصه نویسی را با بهرهگیری از عین عبارات اصلی انجام داد. مثل اینكه بخواهید سخنان ائمّه، احكام فقهی، دیدگاه‏های اعتقادی، نقل قول بزرگان و ... را  از کتاب دین و زندگی خلاصه کنید. 

اما اگر بخواهید یك حادثه تاریخی، ویژگی‏های جغرافیایی، تقسیم بندی های علوم اجتماعی، منطق، فلسفه، دسته بندی‏های ریاضی، فیزیک و ... را   خلاصه نویسی كنید، ضرورتی ندارد كه حتماً از عبارات اصلی استفاده شود.  میتوانید مفهوم را در نظر بگیرید و سپس  با تعابیر و جمله بندی خودتان  مطلب را بنویسید. همچنین میتوانید همهی متن را به دقت بخوانید، سپس آن را كنار گذاشته و  خلاصه‏آن را به قلم خودتان بنویسید. 

در هر حال، نكته ای را كه نباید فراموش كرد این است: در خلاصه نویسی، «هدف و پیام» اصلی موضوع مورد مطالعه نباید مورد تغییر قرار گیرد..

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم خرداد 1391ساعت 9:59  توسط امير غفاری  | 

جوان و هدف زندگي

  جوان و هدف زندگي


جوان و هدف زندگي

هدف براي جوان ، همچون فانوس دريايي براي كشتي است كه مانع غرق شدنش در درياي زندگي مي شود.

كشتي هاي اقيانوس پيما به مدد قطب نما و رادارها، مقصد خويش را در دل شب هاي تاريك وطوفانهاي مهيب مي يابند . جوانان نيز در درياي زندگي به مدد هدف و آرماني كه دارند به ساحل سپيده مي رسند."
( ماردن)
اگر اين واقعيت را بپذيريم كه ذهن جوان ، ذهني پر تكاپو ، متفحص و جوينده است ، آن وقت پذيرش اين مطلب كه آنها علاقمندند از زندگي و هدف آن ، بيشتر بپرسند آسانتر خواهد بود . هدف براي زندگي نسل معاصر ، همچون آهن رباي نيرومندي است كه تمامي ذرات وجود جوانان را به خود جذب مي كند و علاوه بر اينكه مانع از پراكندگي و تجزيه نيروهايشان مي شود، قادر است توان آنان را به طور متمركز ، در جهت ارزنده اي شكل داده و به كار گيرد.
هدفداري و آثار آن

شايد كمترفرصتي پيش آيد كه جوانان دراين معنا تأمل كنند كه هدف چه نقشي درزندگيشان ايفامي كند، ولي احتمالاً آگاه كردن آنها به برخي از تأثيرات مطلوب و سازنده هدفداربودن ، آرامش بخش است و ما به اختصار در اينجا به آنها مي پردازيم:
1- انتخاب هدف در زندگي جوانان ، موجب تمركز قواي فكري و وحدت وجود آنان مي شود و از هرزرفتن توانايي هايشان مانع مي شود.
2- قاطعيت و جديت از پيامدهاي مطلوب هدفداري نسل جوان است . زيرا آن كس كه مي داند از زندگي چه مي خواهد ، درمقابل با حوادث غافلگير نخواهد شد.
3- حل تعارض ها و ترديدها ي كشنده زندگي ، با انتخاب هدفي مطلوب ، ميسر است.   سرگردان هاي بي پايان برخي از جوانان ، معلول نداشتن هدف روشن و مشخص است.
4- قدرت تأثير گذاري نسل جوان بر اطرافيان ، به نوع هدف زندگي بستگي دارد . هدفداري به جوانان ، سرعت عمل، انتخاب مؤثر و قابل دفاع و صراحت خاصي مي بخشد.
5- بهره گيري از فرصت ها يا به عبارتي " مديريت زمان" از آثار مطلوب هدفداري است، زيرا كسي كه به خوبي مي داند، " هدف اعلاي زندگي چيست" ، فرصت ها را خود مي سازدو منتظرفرا رسيدن فرصت نمي ماند.
نقش ما و هدفداري جوانان :

بخشي از وظايف را كه ما در قبال نسل جوان داريم ، اين است كه :
- به آنها ياري دهيم تا تفاوت اصولي ميان"هدف" و" آرزو" را به خوبي درك كنند.
- به آنها تفهيم كنيم كه " هدف آدمي " بيانگر نوع شخصيت اوست. هدفهاي عالي انسان ، نمايانگر روحي با ارزش و سرشار است.
- به جوانان بياموزيم چنانچه به هدف خود رسيدند، بلافاصله هدف ديگري را جايگزين هدف پيشين كنند و به هيچ وجه ، اسير ابتذال و روزمرگي نشوند.
- دوستانه و صميمانه به آنها بگوييم ، همانگونه كه هرانتخابي بايد متكي به دلايلي باشد، " انتخاب هدف" نيز بايد مستدل و قابل دفاع باشد.
- به آنها پيشنهاد كنيم ، چنانچه درانتخاب هدف خويش ، بر سردو راهي قرار گرفتند ‹ تعارض› ، مي توانند با يكي از نزديكان ، افراد مورد اعتماد خويش يا مشاوران و مربيان آموزشگاه ارتباط برقرار كنند و موضوع را به مشورت بگذارند تا در سايه " هم اند يشي " و تبادل فكر، ضريب خطاي احتمالي را كاهش داده و بر احتمال موفقيت خود بيفزايند.
- به جواناني كه در آستانه برگزاري كنكور ورود به دانشگاه هستند، صادقانه و دوستانه بفهمانيم كه هدف زندگي در دانشگاه رفتن خلاصه نمي شود، بلكه ورود به دانشگاه يك هدف مرحله اي است نه هدف غايي، تا آسيب پذيري هاي احتمالي كه در اثر خلاء آرماني به وجود مي آيد ، مصون و محفوظ نگه داريم و مسير رشد و تعالي آنان را همواركنيم.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم خرداد 1391ساعت 9:48  توسط امير غفاری  | 

تست زماندار

تست زماندار


:دانش آموزان بسيار زيادي هستند که با وجود داشتن اطلاعات علمي بسيار بالا به دليل تسلط نداشتن به مهارت هاي مديريت زمان و تست زني نمي توانند به همه پرسشهايي که پاسخ آنها را مي دانند پاسخ صحيح دهند.
دراين مقاله نکاتي را درباره روشهاي تست زدن در منزل توضيح خواهيم داد.
حتما برايتان اتفاق افتاده است که پس از جلسه آزمون سوالاتي را جواب داده ايد که در جلسه نتوانسته بوديد به آنها پاسخ دهيد. اين يک موضوع کاملا طبيعي است.
اگر خوب فکر کنيد، متوجه خواهيد شد زمان اولين و مهمترين عامل موثر در اين تفاوت است و تنها راه از ميان بردن تاثير اين عامل تکرار و تمرين شرايط تست زني در جلسه آزمون يعني زدن (تست زماندار) است.
پيش از اين که در مورد روش تمرين تست زماندار در منزل برايتان توضيح دهيم ، مي خواهيم درباره فوايد تست زماندار نکاتي را يادآوري کنيم.
الف -
فوايد تست زماندار تمرين (تست زماندار) 2 مزيت بسيار موثر دارد:
1- افزايش سرعت:
دونده اي را تصور کنيد که در حال تمرين براي شرکت در مسابقات سرعتي است.
اگر اين تمرينات بدون در نظر گرفتن زمان انجام شود، سرعت دونده افزايش نخواهد يافت اما اگر اين دونده در هر بار تمرين زمان دويدن خود را ثبت کند، مي تواند آن را افزايش دهد. يعني در تمرين بعدي سعي کند سريع تر بدود. (تست زماندار) سبب مي شود شما تلاش کنيد سريع تر تست بزنيد و اين سبب افزايش سرعت شما خواهد شد.
2- افزايش قدرت تنظيم وقت:
برخي داوطلبان پس از شنيدن مزيت اول درخصوص تمرين اظهار بي نيازي مي کنند و مي گويند (من وقت اضافه هم مي آورم). اين گونه داوطلبان معمولا در امتحانات بي دقتي مي کنند؛ چون بسيار سريع به سوالات پاسخ مي دهند. اما زدن تست زماندار سبب مي شود شما به صورت تجربي بتوانيد قدرت خود را تنظيم کنيد. درست مثل زماني که مي خواهيد از خيابان عبور کنيد. قطعا نيازي به محاسبه شتاب خود، شتاب ماشين و محاسبه نقطه برخورد نداريد و قطعا با تجربه و احساس خود اين کار را انجام مي دهيد.
زدن تست زماندار سبب مي شود شما بتوانيد در جلسه آزمون وقت خود را تنظيم کنيد. يعني هم با سرعت و هم با دقت تست بزنيد.
ب -
شرايط تست زني زماندار
شرايط و روش صحيح زدن تست زماندار در منزل را در 4 بخش بررسي مي کنيم.
1- مبحث تست زني:
حفظ تعادل تست زني و اين که بتوانيم درهفته از تمامي دروس تست زماندار بزنيم کار ساده اي نيست ؛ اما اگرهر روز دروس مطالعه شده 3 روز پيش را تست بزنيم سبب خواهد شد (اگر برنامه متعادلي داشته باشيم) تست زني هم متعادل شود.
2- در چه ساعتي از روز:
اگر اين کار برايتان دشوار نيست و به آن علاقه مند هستيد، هر ساعتي که تمايل داريد، اين کار را انجام دهيد؛ اما اگر اين کار برايتان سخت است و در آن تعلل مي کنيد، آن را در زنگ مطالعات دوم (ميان برنامه) قرار دهيد.
3- چند درس؟:
با توجه به اين که کنکور يک آزمون جامع است و ما بايد در چند درس زمان خود را کنترل کنيم ، بنابراين لازم است در منزل هم تمرين ها در چند درس (حداقل 3 درس) باشد. به اين ترتيب ، علاوه بر کنترل زمان در چند درس تمرين انتقال ذهني (از يک درس به درس ديگر) نيز صورت خواهد گرفت.
4- در چه مدت زمان:
علاوه بر عامل زمان ، اضطراب ناشي از امتحان نيز بر روند پاسخگويي در نتيجه گيري ما تاثير خواهد گذاشت. بنابراين بهتر است زمان تست زني در منزل از زمان استاندارد کوتاه تر باشد. اين موضوع سبب جبران تاثير عامل اضطراب در جلسه امتحان خواهد شد و آزمون ما را بيشتر به کنکور شبيه خواهد کرد.
5- از کدام منبع:
همان طور که گفته شد، هدف از زدن تست زماندار افزايش سرعت و قدرت تنظيم وقت است. البته يادگيري نيز به صورت ناخودآگاه انجام خواهد شد؛ اما هدف يادگيري نيست. بنابراين ، بهترين منبع تستهاي سراسري و آزاد سالهاي گذشته است. براي اين که تستهاي شما از يک مبحث و تکراري نباشد، بهتر است در هر درس 10 سوال را به صورت تصادفي از قبل انتخاب کنيد (مثل بگوييد: شماره هاي زوج مبحث... تا سوال 20) يا اگر مي خواهيد در يک درس از 2 مبحث تست بزنيد، مي توانيد بگوييد 5 تست از هر مبحث که مثلا مضارب (5 يعني سوالهاي 5، 10، 15، 20 و 25) را انتخاب خواهيد کرد. به اين ترتيب ، علاوه بر ايجاد تنوع در پرسشها منابع معتبري را نيز انتخاب نموده ايد.
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم خرداد 1391ساعت 9:45  توسط امير غفاری  | 

مطالب قدیمی‌تر